[ 24 ] هر كه با بدان نشيند ، اگر نيز طبيعت ايشان در او اثر نكند به طريقت ايشان متهم گردد . ( سعدى ، « گلستان » ، باب هشتم ) .
[ 25 ]
هر كجا داغ بايدت فرمود
چون تو مرهم نهى ندارد سود
( سنايى )
[ 26 ]
از قضا سر كنگبين صفرا نمود
روغن بادام خشكى مىفزود
( مولوى ، مثنوى نيكلسن ج 1 ص 5 ) .
[ 27 ] پائيدن : انتظار داشتن .
[ 28 ] بالنده : روينده ، نمو كننده .
[ 29 ] مضمون جمله ، آيهء 34 سورهء فصلت .
[ 30 ] هر گزندى توانى به دشمن مرسان كه باشد كه وقتى دوست شود ( سعدى ، « گلستان » ، باب هشتم ) .
[ 31 ] با او چنان رفتار كن كه هميشه تو را بر او حقى بود ، و جاى اعتراضى براى وى بر تو نماند .
[ 32 ]
رنج طلب را همه بر خود مگير
يطلبك الرّزق كما تطلبه
( جامى )
[ 33 ] تازيانه بر او زدن .
[ 34 ] پائيدن : مراقبت كردن ، التفات كردن .
[ 35 ] نظير : نه هر تير كه از كمان جهد به نشانه رسد .
[ 36 ] مشورت با زنان تباه است . ( سعدى ، « گلستان » ) .
[ 37 ] يا رستن : توانستن .
[ 38 ] فلا تعد بكرامتها نفسها و لا تعطها أن تشفع عندك لغيرها ( عيون الانباء ، ابن قتيبة .
كتاب النساء ج 4 ص 79 طبع دار الكتاب از ابن مقفع )
نامهء 32
[ 1 ] ترجمهء لفظ به لفظ : به پاشنههاشان بازگشتند .
نامهء 33
[ 1 ] مغرب را شارحانى چون ابن ابى الحديد و ابن ميثم ، شام گرفتهاند . در حالى كه مغرب در اصطلاح جغرافيدانان اسلامى ، حدّى معين دارد . در « طبرى » ذكر حكومت قثم بر مكه آمده ولى از نامهء امام به وى نشانى نيست . نامه نشان مىدهد كه مقصود از اين