بن عبد العزى پدر خويلد است . وى با بنو عبد مناف ، بنو زهره ، بنو اسد ، بنو تميم و بنو حارث بن فهر هم سوگند شدند تا رياست كعبه را از بنو عبد الدار بگيرند ، و آن داستانى است معروف . عبده ، اسد الاحلاف را ابو سفيان گرفته است ، ليكن او را اسد نگفتهاند ، و ابن ابى الحديد گويد مقصود عتبة بن ربيعه است .
[ 13 ] اشارت است به جملهء رسول خدا ( ص ) چون پس از جنگ بدر فرمان كشتن عقبة بن ابى معيط را داد عقبه گفت : « من للصّبية يا محمّد » . چه كسى براى كودكان خواهد ماند ؟ رسول خدا فرمود : « النّار » .
[ 14 ] امّ جميل خواهر ابو سفيان زن ابو لهب و عمّه معاويه .
[ 15 ] انفال : 75 .
[ 16 ] آل عمران : 68 .
[ 17 ] مصراع از بيت ابو ذؤيب هذلى است و تمام بيت اين است :
و عيّرها الواشون أنّى احبّها
و تلك شكاة ظاهر عنك عارها
ملامت كنندگان ، امّ عمرو را سرزنش مىكنند كه من او را دوست دارم و اين شكوهاى است كه از آن عارى بر تو ( شاعر ) نيست . ديوان « هذليين » قسم 1 ، ص 21 ، چاپ دار القوميه ، قاهره ه . ق .
[ 18 ] از آيه 18 سورهء احزاب .
[ 19 ] ربّ ملوم لا ذنب له ، مثلى است و گويند نخست اكثم بن صيفى آن را گفت ( « مجمع الامثال » ، مىدانى ) .
[ 20 ] ترجمهء نيم بيت دوم است و نيم بيت نخست اين است « و كم سقت فى اثاركم من نصيحة » اما بيت از كدام شاعر است . شارحان چون ابن ميثم ، ابن ابى الحديد و عبده معلوم نكردهاند . من نيز در شعرهاى شاعران پيش از اسلام جستجو كردم و گوينده را نيافتم . حضرت آقاى شوشترى نويسند : مبرد گويد رياشى آن را بر من بر خواند ( بهج الصباغة » ، ج 6 ، ص 186 ) ، رياشى ، عباس بن فرج ، ( 177 - 257 ه . ق . ) لغوى و از راويان اشعار عرب است . مبرد از او روايت كند .
[ 21 ] هود : 88 .
[ 22 ] ترجمهء نيمى از بيت است و نيم بيت دوم را به دو صورت نوشتهاند « ما أحسن الموت إذا الموت نزل » يا « ما أحسن الموت اذا حان الأجل » و نيز در اين كه اين بيت از آن كيست خلاف است : حمل بن بدر در حرب داحس و غبراء يا حمل بن سعدانهء كلبى ، يا حمل بن سعد ، و بيت به خاطر ربودن شتر بوده است ، يا به خاطر تهديد ، و يا حماسهاى هنگام عزم به رزم . در جاهليت بوده است يا در عصر رسول همه اين صورتها