پس شادى بر دست يافتن و ناشادى به از دست شدن ، سودى ندارد .
نامهء 23
[ 1 ] توحيد و نبوت .
[ 2 ] اگر خواهم كشندهام را مىبخشم .
[ 3 ] نور : 22 .
[ 4 ] آل عمران : 198 .
[ 5 ] خطبهء يك صد و چهل و نه .
نامهء 24
[ 1 ] و بدين ترتيب كنيز آزاد است .
نامهء 25
[ 1 ] صدقههاى گرفته شده .
نامهء 26
[ 1 ] لفظ به لفظ : چرد .
نامهء 27
[ 1 ] محمد بن ابى بكر ، به سال دهم هجرت متولَّد شد ، از خواصّ ياران امير المؤمنين است ، از جانب امام حكومت مصر يافت ، معاويه بن حديج او را شهيد كرد .
[ 2 ] ضمير « لهم » چنان كه ظاهر است ، و چنان كه ابن ابى الحديد تصريح كرده است به عامّهء رعيّت باز مىگردد ، نه به بزرگان . و رجوع كنيد به نامه شمارهء 46 .
[ 3 ] ثمر ، ميوه ، بهره .
[ 4 ] به قدر ضرورت ، و در حدّ رخصت ، و اين نيكوترين صورت است از بهرهگيرى از دنيا براى آسايش و راحت .
[ 5 ] آنچه به حقيقت از دنيا نصيب آدمى مىگردد چيزى است كه او را از گرسنگى برهاند ، پوششى كه تن او را از سرما باز دارد ، جايى كه در آن بخوابد . مردان خدا كمترين اين سه چيز را مىگيرند ، امّا لذّت آنان از اين متاع اندك ، بيش از كسانى است كه با رنج و نا آسودگى بهترين اين سه را به دست مىكنند .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 518
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥١٨