تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
[ 2 ] محادثة السّيف ، جلا دادن شمشير ، و در حديث است : حادثوا هذه القلوب . بذكر اللَّه : دلها را با ياد خدا روشن سازيد . [ 3 ] بنو تميم يا تميميان ، تيرهء بزرگى از عربهاى عدنانى ( شمالى ) اند كه بصره را محل اقامت خود كردند . آنان چنان كه نوشتيم با قريش و به طبع با امويان موافق و طرفدار عثمان بودند ، و در جنگ بصره گرد عايشه را گرفتند . تيرهء ديگرى كه « ازد » نام داشت و از جنوبيان بودند ، در بصره به سر مىبردند و ميان اين دو تيره درگيرى بود . ازديان هواخواه على ( ع ) گشتند و هنگامى كه زياد از جانب امام به حكومت بصره ، منصوب شد از او حمايت كردند . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به « پس از پنجاه سال ، قيام حسين ( ع ) » ، از نويسنده ص 69 - 77 » . [ 4 ] تحت اللفظى : ستاره . [ 5 ] نسب عبد مناف در الياس بن مضر با تميم مىپيوندد . [ 6 ] كنيهء عبد اللَّه پسر عباس است . نامهء 19 [ 1 ] نامه‌اى از امام بدين مضمون و يا تعبيرى جز بدين كلمات در « تاريخ يعقوبى » ( ج 2 ص 179 ) چاپ مطبعة الغرى نجف آمده است ، كه آن را به عمر بن ابى سلمهء أرحبى نوشته است . جملهء نخست نامه كه يعقوبى آن را در تاريخ خود آورده با آنچه در « نهج البلاغه » موجود است ، مطابقت دارد ، ( رجوع كنيد به « بهج الصباغه » ، ج 12 ص 276 ) . [ 2 ] لفظ به لفظ : جامه‌اى از نرمى براى آنان به تن كن كه در آن درشتى آميخته باشد . نامهء 20 [ 1 ] زياد را چون پدرى شناخته نبود ، ابن ابيه ( فرزند پدرش ) مىخواندند ، تا آنكه معاويه در حكومت خود وى را برادر خويش خواند ، و زياد بن ابو سفيان گفت . [ 2 ] فيىء : آنچه بدون جنگ و لشكركشى نصيب مسلمانان شود . [ 3 ] ترجمهء لفظ به لفظ : سنگين پشت ، و اين تعبيرى كنايى است ، از كسى كه به هزينهء خود و كسان خود درماند . نامهء 22 [ 1 ] آنچه به آدمى مىرسد و يا بر آن دست نمىيابد ، مقدّر است ، و چنان خواهد شد .