تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
چند به مجاز درست است ، ليكن دقيق نيست . جلباب ، پوششى است كه بر روى همهء لباسها پوشند ( رجوع شود به مقالهء نويسنده : « حجاب در قرآن » ، « يادنامهء مرحوم محمد تقى شريعتى » ) . [ 2 ] دميدن : جريان داشتن . [ 3 ] دين اسلام ، كه ابو سفيان و سركردگان قريش در آغاز آن را نپذيرفتند و پس از فتح مكه ، ناچار مسلمان شدند . نامهء 11 [ 1 ] اين نامه قسمتى از نامهء مفصلى است كه امام به زياد بن نضر و شريح بن هانى نوشت . اين دو تن در مأموريت خود با يكديگر سازگارى نداشتند . شريح نامه‌اى به امام نوشت و از زياد شكايت كرد . براى اطلاع از تمام نامه ، رجوع شود به : « وقعهء صفّين » ، نصر بن مزاحم ، تحقيق عبد السلام محمد هارون ص 123 ، و ترجمهء آن از آقاى اتابكى - « پيكار صفين » ص 172 . نامهء 12 [ 1 ] ظهر ، ستورى است كه بار سنگين را بردارد ، « من كان ظهره حاضرا فليركب معنا . حديث ( معجم المفهرس . ذيل ظهر . ) [ 2 ] فراز كردن : بستن . نامهء 13 [ 1 ] اين نامه پس از نامه‌اى است كه امام به زياد بن نضر و شريح نوشت . چون نامهء شريح به آن حضرت رسيد و از اختلاف زياد و شريح آگاه گرديد ، مالك را بر آنان امير فرمود ، ( رجوع كنيد به « وقعهء صفين » ص 154 و « پيكار صفّين » ص 213 ) . نامهء 14 [ 1 ] معور را به گونه ديگرى نيز معنى كرده‌اند : كسى كه براى حفظ جان خود عورت خويش بگشايد . چنان كه عمرو بن عاص در جنگ با امام چنين كرد و امام روى از او برگرداند . نيز معور ، جنگجويى است كه موضع خلل او در جنگ معلوم باشد . نامهء 15 [ 1 ] مائده : 89 .