( « طبرى » ، « تاريخ » ، 6 : ) . پس از كشته شدن عثمان نيز همچنان در آنجا بود . طبرى در حوادث سال سى و ششم نويسد : چون على عليه السلام از بصره به سوى كوفه آمد نامه به دو نوشت كه از مردم براى وى بيعت بگيرد ، و خود نيز به كوفه بيايد ( 6 : ) .
نامهء 6
[ 1 ] گناه مخالفت او و آنچه مسلمانان كردهاند در گردن او خواهد بود .
نامهء 8
[ 1 ] رجوع كنيد به ذيل خطبهء چهل و سوم .
[ 2 ] فأنبذ إليه : به سوى او بينداز . مأخوذ از قرآن كريم است ، * ( وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ ) * ( انفال : 58 ) آشتى پيمانى دو طرفى است چون يكى آن را ناديده گرفت گويى عهدنامهء دو طرف را نقض كرده .
نامهء 9
[ 1 ] اشارت است به دشمنى قريش با رسول اكرم ( ص ) در مكه .
[ 2 ] « هم » را بعض مترجمان فارسى به معنى غم و اندوه گرفتهاند و درست نيست .
* ( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها ) * ( يوسف : 24 ) ، يعنى قصد او كرد .
[ 3 ] درهء ابى طالب كه قريش بنى هاشم را در آن محاصره كردند و رخصت ندادند كسى براى آنان خوراك و پوشاك ببرد و با ايشان رفت و آمد كند .
[ 4 ] فراز داشتن : پيش داشتن .
[ 5 ] پسر عموى رسول خدا ( ص ) .
[ 6 ] عموى رسول خدا ( ص ) .
[ 7 ] برادر امير المؤمنين ( ع ) .
[ 8 ] سرزمينى است در جنوب شرقى بحر الميّت ، در اردن امروز ، كه در آنجا به سال هشتم از هجرت جنگى ميان سپاهيان اسلام و امپراطورى روم در گرفت و جعفر كه فرماندهى سپاه را عهدهدار شده بود شهيد گرديد .
[ 9 ] خود را در نظر دارد .
نامهء 10
[ 1 ] جلابيب ، جمع جلباب . بعضى مترجمان فارسى آن را « پرده » معنى كردهاند ، هر
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 514
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٥١٤