[ 2 ] رودى به همين نام ( نهروان ) كه از كوههاى آذربايجان سرازير مىشود و به دجله مىريخت « معجم البلدان » .
[ 3 ] گودى .
[ 4 ] رجوع شود به خطبهء پيش و پاورقى شماره 1 .
خطبهء 37
[ 1 ] چنان كه از بيان عبارت پيداست و چنان كه ابن ابى الحديد تصريح كند ، اين گفتار سه بخش از خطبهاى نسبتا طولانى بوده است ، كه امام ( ع ) آن را پس از واقعهء نهروان خوانده و هر فقره يا بخش اشارت به مقامى خاص از مقامات آن حضرت است .
[ 2 ] اشارت به قيام اوست براى امر به معروف و نهى از منكر ، هنگامى كه بدعتها آغاز شد و بيشتر مهاجران و انصار كه از بخششها بهرهمند بودند خاموش نشستند .
[ 3 ] اين فقرهاى ديگر از خطبه است و در آن پاسخ كسانى را مىدهد كه خبر دادن او را از كشته شدن خوارج باور نمىكردند ، و در پيشگوييهاى او به شكّ بودند .
[ 4 ] عدول از ترجمهء تحت اللَّفظى ( من اوّل كس نخواهم بود كه بر او دروغ بندم ) به ترجمهء فوق تنها براى رعايت سجع نيست ، بر كسى كه اندك تدبّرى كند ، روشن خواهد بود كه در صورت ترجمهء لفظ به لفظ به فارسى ، معنى مقصود از ميان خواهد رفت .
[ 5 ] اين قسمت ديگر از خطبه است كه به حادثهء « سقيفه » اشارت دارد . رسول خدا از او پيمان گرفته بود كه : اگر بر سر خلافت با او به نزاع برخاستند با آنان نكوشد ، و از حقّ خود چشم پوشد .
خطبهء 38
[ 1 ] اسم است از اشتباه و آن حكمى يا موضوعى است كه حلال يا حرام بودن آن معلوم نباشد .
[ 2 ] اين خطبه ظاهرا در نكوهش متقاعدانى چون سعد ابى وقّاص ، و مانند اوست كه پس از آغاز فتنه در خانه نشستند و در به روى خود بستند و گفتند روزگار شبهه است و پرهيز از آن لازم .
خطبهء 39
[ 1 ] أحمشه به غضب آورد او را .
[ 2 ] از آيهء 6 سورهء انفال . اين خطبه را پس از غارت نعمان پسر بشير بر عين التّمر خوانده
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 461
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٦١