است . عين التّمر ، شهرى بوده است بر جانب غربى كوفه ، نزديك « انبار » . اين ناحيت را خالد پسر وليد به سال دوازدهم هجرى گشود . پس از واقعهء حكمين ، معاويه دستههايى را براى غارت اطراف عراق فرستاد . از جمله نعمان پسر بشير مأمور غارت عين التّمر شد . هنگام رسيدن او بدان موضع ، مالك پسر كعب أرحبى حاكم امير المؤمنين عليه السّلام ، مأموران خود را رخصت رفتن به كوفه داده بود و تنها يك صد تن همراه داشت . نعمان بر عين التّمر حمله برد و تنى چند را كشت و بازگشت . چون خبر به على ( ع ) رسيد مردم را به يارى مالك خواند .
خطبهء 43
[ 1 ] امام ( ع ) ، جرير را به شام نزد معاويّه فرستاد تا او را به طاعت خواند و از وى بيعت ستاند . امّا معاويه به بهانههايى جرير را نزديك شش ماه در آن سرزمين نگاهداشت ، و در اين مدّت شام را آمادهء جنگ با امير المؤمنين عليه السّلام ساخت .
[ 2 ] به جمع مسلمانان پيوستن و با امام زمان بيعت كردن .
[ 3 ] عثمان .
خطبهء 44
[ 1 ] چون خرّيت پسر راشد از بنى ناجيه ، به مخالفت با على عليه السّلام برخاست ، گروهى از ترسايان و خارجيان و مخالفان زكات را گرد خود فراهم كرد ، على ( ع ) معقل پسر قيس را به سر وقت آنان فرستاد . معقل آنان را اندرز داد و به اسلام خواند ، گروهى پذيرفتند ، و ماندهء آنان جنگ آغاز كردند ، و سرانجام شكست خوردند ، معقل با اسيران جنگى باز مىگشت ، مصقلة پسر هبيره عامل امام ، بر اردشير خرّه ، اسيران را از معقل خريد ، كه بهاى آنان را نقد و اقساط بپردازد ، امّا چنين نكرد و نزد معاويه گريخت .
[ 2 ] قبّح اللَّه : خدا او را از خير دور كناد .
[ 3 ] چندان مجال نداد تا او را به خاطر جوانمردىاش بستايند و خيانت كرد تا او را نكوهش نمايند .
خطبهء 46
[ 1 ] منقلب : بازگشتگاه ، جاى باش . حضر ، مقابل سفر .
خطبهء 47
[ 1 ] عكاظ ، بازارى بوده است موسمى ، كه در جاهليّت ، عرب در آنجا گرد مىآمدند ،
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 462
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٦٢