خطبهء 29
[ 1 ] سهم أخيب ، تير بى نصيب ،
خطبهء 30
[ 1 ] استئثار : به خودى خود به چيزى پرداختن .
خطبهء 31
[ 1 ] خال برادر مادر است ، خالزاده : دايى زاده . مادر زبير ، صفيّه ، خواهر عبد المطلب ، جدّ امير المؤمنين على عليه السّلام است .
خطبهء 32
[ 1 ] اشراط : آماده شدن براى چيزى .
[ 2 ] مقنب : رمهاى ميان سى تا چهل شتر ، و در اينجا سود اندك مقصود است .
[ 3 ] طامن من شخصه : خفض ( ابن ابى الحديد ) . خفض بالمكان : مقيم گرديد به تن آسايى ( منتهى الارب ) .
[ 4 ] قرظ : درختى است كه با برگ آن پوست را دباغت كنند . اين درخت از دستهء درختان خاردار است ، امّا « امّ غيلان » نيست ، و « جلم » مقراض بود .
[ 5 ] شعيب پسر صفوان ثقفى كوفى .
[ 6 ] « البيان و التبيين » ، تصحيح عبد السلام هارون ، ج 2 ص 59 - 61 .
خطبهء 33
[ 1 ] جايى است ميان كوفه و واسط « يوم ذى قار » يكى از روزهاى عرب در جاهليّت است كه در آن روز ميان بنى شيبان و فرستادگان خسرو پرويز جنگى در گرفت ، و شيبانيان پيروز شدند ، و براى آن پيروزى حماسهها سرودند . على عليه السّلام به هنگام آمدن به عراق در اين موضع توقّف كرد تا سپاهيان كوفه به نزد او آمدند .
[ 2 ] اين فقره از خطبه ، پاسخى است غير مستقيم به آنان كه مىگفتند محمّد ( ص ) آنچه مىگويد از كتابهاى پيشين فرا گرفته و « قرآن كريم » از آنان حكايت كند ( فرقان : 5 ) .
على عليه السّلام مىفرمايد پيامبر ( ص ) از ميان مردم امّى برخاست كه خواندن نمىدانستند ، و تا آن روز پيامبرى از ميان آنان بر نخاسته بود .
[ 3 ] قناة : نيزه است و نيزهء راست ، كارگرتر بود . صفاة : سنگ سخت است ، و بنا نهادن
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 458
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٥٨