بر سنگ سخت پايدار مىماند ، و هر دو تعبير استعاره است از سر و سامان يافتن كار پريشان عرب با آمدن اسلام .
[ 4 ] ضمير مؤنّث در كلمهء « ساقتها » را بعض شارحان به جاهليّت بازگرداندهاند كه در معنى ، ذكر آن رفته است ، و گويند امام آن را به سپاه ( كتيبه ) يا عجاجه ( گردباد ) همانند كرده . ابن ميثم مرجع آن را لشكر كفّار گرفته . در ارشاد شيخ مفيد عبارت چنين است : « فساق النّاس إلى منجاتهم ، أم و اللَّه ما زلت فى ساقتها » ، كه باز مرجع ضمير در « ساقتها » مذكور نيست . ولى اگر « ان » شرطيّه گرفته شود ، ترجمه چنين باشد : اگر من در ساقهء لشكر اسلام بودم و آن لشكر پشت مىكرد من در جاى خود ثابت مىماندم ، نه مىترسيدم و نه ناتوان بودم . و در خطبهاى ديگر كه خواهد آمد ، عبارت چنين است : . . . و استقامت قناتهم و أيم اللَّه لقد كنت من ساقتها حتّى تولَّت بحذافيرها . . . .
خطبهء 34
[ 1 ] * ( أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ ) * ( احزاب : 19 ) .
[ 2 ] مألوسة : جن زده .
[ 3 ] سجيس اللَّيالى : براى هميشه .
[ 4 ] زوافر ، جمع زافرة : يار .
[ 5 ] ممكن است خطاب به يك يك حاضران باشد ، و محتمل است امام ، اشعث قيس را مخاطب ساخته باشد كه گفت چرا به روش عثمان نمىروى .
[ 6 ] نسبت است ، به مشارف شام و گفتهاند موضعى است در يمن .
خطبهء 35
[ 1 ] حاكم ساختن ابو موسى اشعرى و عمرو پسر عاص در كار درگيرى شام و عراق ، على ( ع ) از آغاز مىفرمود ، اين نيرنگى است از سوى معاويه تا كار جنگ را واپس اندازد و خود را آماده سازد . عراقيان نپذيرفتند و فريب خوردند ، آن گاه بر امام خود خرده گرفتند كه چرا در دين خدا به حكومت راضى شدى .
[ 2 ] جملهء « لو كان يطاع لقصير أمر » مثلى است . و چنان كه نوشتهاند هنگامى كه نائله دختر عمرو بن ظرب بن حسّان ، ملقّب به « زباء » جذيمة الابرش كشندهء پدر خود را به سرزمين خويش خواند تا حكومت به دو بسپارد ( و اين مكرى بود و مىخواست جذيمة را به كين پدر بكشد ) ، نايب جذيمه ، قصير پسر سعد لخمى او را هشدار داد ، ولى جذيمة
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٥٩