تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
اين بازار ميان راه طائف و مكَّه قرار داشت . از جمله كالاها كه در آن بازار مىآوردند ، چرم عكاظى بود ، كه در آنجا به فروش مىرفت ( « معجم البلدان » ياقوت حموى و « لسان العرب » ذيل عكاظ ) . [ 2 ] كلمهء « تمدّين » را ابن ابى الحديد و به پيروى از او عبده و بعضى مترجمان فارسى ، استعاره از بى راهنما بودن ، اشتباه كردن و از راه به يكسو شدن ، گرفته‌اند . در صورتى كه « مدّ » براى زمين ، هم در « قرآن كريم » سورهء انشقاق ، و هم در حديث نبوى « ثمّ تنسف الجبال و تمدّ الأرض مدّ الأديم » ( « سنن ابن ماجه » فتن حديث ) آمده و معنى لغوى آن گستردن و گسترش يافتن است ، و در خطبهء امام اشارت است به گسترش يافتن شهر كوفه و بسيار شدن آشوب و فتنه در آن به موازات اين گسترش . خطبهء 49 [ 1 ] عبده براى اين فقره روايت ديگرى آورده كه ترجمهء آن چنين است : نه دل آنكه او را بديده نديد منكر او گرديد ، و نه ديدهء آنكه او را شناخت ، تواندش ديد . خطبهء 52 [ 1 ] آوند : ظرف ، سملة : ماندهء آب در حوض . اداوه : مطهره ، آوند ، ظرف آب . [ 2 ] مقله : ريگ يا سنگى است كه مسافران چون آب نوشيدنى اندك دارند ، آن را در ظرف نهند و آب روى آن ريزند ، و هر كس بيش از آن مقدار آب كه سنگ را پوشانده نبايد بنوشد . [ 3 ] طال عليه الامد : دراز شد مدّت او . خطبهء 54 [ 1 ] آغاز خطبه ، وصف بيعت مردم است با او پس از كشته شدن عثمان ، و قسمت دوّم وصف جدايى طلبان و جنگ افروزان جمل است . [ 2 ] نيستم : نيست مرا . [ 3 ] اشارت است به آيهء 9 سورهء الحجرات ، اگر دسته‌اى از مسلمانان راه نافرمانى را پيش گرفتند ، بايد با آنان نبرد كرد تا به جمع مسلمانان بپيوندند . [ 4 ] مردن را ، استعاره از سختى دنيا و عذاب آخرت آورده است . ( « ابن ميثم » ج 1 ، ص 144 ) .