تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
عثمان را در روزهاى در بندان وى هيچگونه يارى نكردند . [ 2 ] خشك [ 3 ] چيزى را مىخواهند كه وقت آن گذشته . كار خلافت پايان يافته است و آنان با امام وقت به رغبت بيعت كرده‌اند . خطبهء 23 [ 1 ] قمار باز . [ 2 ] در جاهليّت رسم چنان بود كه مردى پيش مىآمد و مىگفت : چه كسى در بهاى شترى كه كشته مىشود : شريك خواهد شد ؟ جمعى فراهم مىشدند و شترى مىخريدند و مىكشتند ، پس به نام شريكها قرعه مىزدند ، سهم هر كس كه بيرون مىآمد ، بهاى شتر از گردن او مىافتاد ، و از گوشت بهره مىبرد . همچنين قرعه مىزدند تا يك تن باقى مىماند ، و بهاى شتر بر او بود ، و از گوشت شتر بهرى نداشت . ( كشف الاسرار و عدة الابرار ، ج 3 ص 225 ، و رجوع كنيد به ( روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن ، ذيل آيه 9 سورهء مائده ) . [ 3 ] ظاهرا ناظر است به اين آيه : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله حَقَّ تُقاتِه ) * ( آل عمران : 102 ) . خطبهء 25 [ 1 ] فرمان من بر آنان روان است . [ 2 ] كه كانون توطئه و تحريك شده ايت بعض مترجمان فارسى جملهء « تهبّ اعاصيرك » را خبر « تكونى » گرفته‌اند در حالى كه اين جمله حاليه است و خبر « تكونى » « فقبّحك اللَّه » است . [ 3 ] اگر جز تو در فرمان من نباشد . [ 4 ] ظرف [ 5 ] از آن بهره‌اى ناچيز نصيب دارم .
خون مىخورم و ليك نه جاى شكايت است روزىّ ما ز خوان كرم اين نواله بود
[ 6 ] از بردن آويزه ( چنگك ) آن هم چشم نمىپوشيد ، و مقصود اين است كه به هيچ وجه شايسته اعتماد نيستند . [ 7 ] بنو فراس بن غنم بن ثعلبه به دلاورى مشهور بوده‌اند . [ 8 ] شعر از ابو جندب هذلى است .