تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
خطبهء 26 [ 1 ] ظاهرا اين خطبه پس از رفتن عمرو پسر عاص به اردوى معاويه ، و مسلَّم شدن درگيرى عراق و شام خوانده شده است . [ 2 ] عمرو پسر عاص . [ 3 ] و [ 4 ] معاويه . [ 5 ] حكومت مصر ، چه عمرو بدان شرط نزد معاويّه رفت كه مصر را به فرمان او گذارد . خطبهء 27 [ 1 ] مفسّران لباس التّقوى را كه در آيهء 26 سورهء اعراف آمده ( و ظاهرا ، بلكه مطمئنا خطبهء امام تلميحى بدان دارد ) به پنج معنى گرفته‌اند : يكى از آن معنيها كارى است كه آدمى را از عذاب خدا بازدارد ( شيخ طوسى ، التبيان ج 4 ، ص 379 ) . [ 2 ] و در روايتى : ضرب على قلبه بالاسهاب . اسهب الرّجل بصيغة مجهول : ذهب عقله . [ 3 ] سفيان پسر عوف از بنى غامد ، تيره‌اى از مردم أزدشنوءة كه معاويّه او را مأمور غارت بردن به مرزهاى عراق كرد . و به دو گفت : اين غارتها چشم عراقيان طرفدار على را مىترساند و دوستان ما را شاد مىدارد . « اخافلان » منسوب به دو ، نه به معنى برادر او . [ 4 ] شهركى است در شرق فرات ، مقابل هيت . [ 5 ] عامل امير المؤمنين ( ع ) بر انبار ، و در بعض مصادر اشرس پسر حسّان . [ 6 ] خسته كه امروز به معنى مانده به كار مىرود ، به معنى مجروح و زخم خورده است . [ 7 ] حلوم ، جمع حلم : خرد ، انديشه‌ها . خرد شما چون خرد كودكان است . [ 8 ] جملهء « للَّه ابوهم » يا « للَّه ابوك » دعائيه است كه كلمهء ستايش است و گاه نكوهش ، و تقريبا معنى لغوى آن چنين : چشم بابات روشن يا خدا پدرت را بيامرزد . خطبهء 28 [ 1 ] اشراف : از فراز نگريستن . [ 2 ] كه در طلب چيزى نباشد . [ 3 ] نه طاعتى مىكنيد كه به بهشت رويد ، و نه از گناهى مىپرهيزيد تا از دوزخ برهيد . [ 4 ] رياضت . [ 5 ] ابراهيم : 30 .