ابدى صفحته للحقّ هلك عند جهلة النّاس » كه در اين صورت معنى آن اين است :
هر كه در جمع نادانان به يارى حق برخيزد ، خون خود به دست آنان بريزد .
خطبهء 17
[ 1 ] دانش بيهوده .
[ 2 ] سخنان باطل و بيهوده .
خطبهء 18
[ 1 ] انعام : 38 .
[ 2 ] از آيهء 89 سورهء نحل .
[ 3 ] نساء : 82 .
خطبهء 19
[ 1 ] امام در خطبهء خود به داستان حكمين اشارتى كرد . مردى از حاضران گفت :
« نخست گفتى حكميّت در اين كار نشايد ، و ديگر بار فرمودى كه بايد . از اين دو كدام درست آيد ؟ » امام فرمود : « هذا جزاء من ترك العقدة » ( اين سزاى كسى است كه جانب دورانديشى را نپايد ) ، و مقصود امام سپاه خويش بود كه فرمان او را نپذيرفتند و فريب معاويه را خوردند . اشعث چنان پنداشت كه امام ( ع ) خود را مىگويد . گفت :
« اين سخن كه گفتى به زيان تو است . » و رجوع كنيد به خطبهء 121 .
[ 2 ] طبرى در داستان بردن اسيران كنده و اشعث نزد ابو بكر نويسد ، اشعث با آنان بود ، مسلمانان او را لعنت مىفرستادند ، اسيران طايفهء او نيز بر او لعنت مىكردند ( طبرى ، تاريخ الرسل و الملوك ، ج 4 ، ص ، حوادث سال يازدهم هجرى ) .
[ 3 ] بعض مترجمان فارسى ، حائك را « جولا » ترجمه كردهاند . درست است كه « جولا » و « جولاهه » ترجمهء حائك است ، امّا چنان كه مىدانيم و در كتابهاى تذكره نوشتهاند ، اشعث و پدر او از بزرگان كنده بودند ( ابن حجر عسقلانى ، الاصابة فى تمييز الصحابه ، ج 1 ، ص 51 ) . پس چگونه امام او را حائك ( جولاهه ) خطاب مىكند ؟ ابن ابى الحديد نوشته است كه يمانيان را به جولاهكى سرزنش مىكردند . بايد توجّه داشت كه حائك نعت فاعلى از اجوف واوى و يايى هر دو آمده است . واوى آن به معنى « جولاهه » است ، و يايى آن به معنى « متكبّر » و مىتوان گفت كه اين سرزنشى است اشعث را ، در باب اسرافى كه هنگام به زنى گرفتن امّ فروه ، خواهر ابو بكر ، كرد ، وى آن
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 454
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٥٤