تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
370 [ و روايت شده است كه امام عليه السلام كمتر به منبر مىنشست كه پيش از خطبه نگويد : ] مردم ! از خدا بترسيد كه هيچ انسانى بيهوده آفريده نگرديده تا به بازى پردازد ، و او را وا ننهاده‌اند تا خود را سرگرم بىفايدت سازد ، و دنيايى كه خود را در ديدهء او زيبا داشته جايگزين آخرتى نشود كه آن را زشت انگاشته ، و فريفته‌اى كه از دنيا به بالاترين مقصود نايل گرديده چون كسى نيست كه از آخرت به كمترين نصيب رسيده . 371 [ و فرمود : ] هيچ شرفى برتر از اسلام نيست ، و نه عزتى ارجمندتر از پرهيزگارى و نه پناهگاهى نكوتر از خويشتندارى ، و نه پايمرديى پيروزتر از توبت و نه گنجى پرمايه‌تر از قناعت . و هيچ مال درويشى را چنان نزدايد كه آدمى به روزى روزانه بسنده نمايد ، و آن كه به روزى روزانه اكتفا كرد آسايش خود را فراهم آورد و در راحت و تن آسانى جاى كرد ، و دوستى دنيا كليد دشوارى است و بارگى گرفتارى ، و آز و خودبينى و رشك موجب بىپروا افتادن است در گناهان ، و درويشى فراهم كنندهء همهء زشتيهاست - در انسان - . 372 [ و جابر پسر عبد اللَّه انصارى را فرمود : ] جابر ! دنيا به چهار چيز برپاست : دانايى كه دانش خود را به كار برد ، و نادانى كه از آموختن سرباز نزند و بخشنده‌اى كه در بخشش خود بخل نكند ، و درويشى كه آخرت خويش را به دنياى خود نفروشد . پس اگر دانشمند دانش خود را تباه سازد نادان به آموختن نپردازد ، و اگر توانگر در بخشش خويش بخل ورزد درويش آخرتش را به دنيا در بازد .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 427 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي