تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
378 [ و فرمود : ] تنگ چشمى همه بديها را فراهم گرداند و مهارى است كه به سوى هر بدى كشاند . 379 [ و فرمود : ] روزى دو گونه است : روزيى كه آن را جويى ، و روزيى كه تو را جويد و اگر پى آن نروى راه به سوى تو پويد . پس اندوه سال خود را بر اندوه روز خويش منه كه روزى هر روز تو را بس است . پس اگر آن سال در شمار عمر تو آيد ، خداى بزرگ در فرداى هر روز آنچه قسمت تو فرموده عطا فرمايد و اگر آن سال در شمار عمر تو نيست ، پس غم تو بر آنچه از آن تو نيست چيست ؟ و در آنچه روزى توست هيچ خواهنده بر تو پيشى نگيرد ، و هيچ غالبى بر تو چيره نشود ، و آنچه برايت مقدر شده تأخير نپذيرد . [ اين گفتار پيش از اين در آنجا كه سخن از اين باب بود گذشت ليكن در اينجا روشنتر و گسترده‌تر است ، بدين رو بر قاعده‌اى كه در آغاز كتاب نهاديم آن را از نو آورديم . ] 380 [ و فرمود : ] بسا كس كه بامدادى را ديد و به شامگاهش نرسيد ، و بسا كس كه در آغاز شب بر او رشك بردند و در پايان آن نوحه كنانش گريستند و دريغ خوردند . 381 [ و فرمود : ] سخن در بند توست تا بر زبانش نرانى و چون گفتىاش تو در بند آنى ، پس زبانت را چنان نگه دار كه درمت را و دينار . چه بسا سخنى كه نعمتى را ربود و نقمتى را جلب نمود . 382 [ و فرمود : ] مگو آنچه نمىدانى ، بلكه مگو هر چه مىدانى چه خدا بر
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 430 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي