354
[ و مردى پيش روى امام ( ع ) ديگرى را به پسرى كه برايش زاده بود چنين مبارك باد گفت : تو را مبارك باد اين گزيده سوار كه خدايت داد . امام فرمود : ] چنين مگو ، بگو : بخشنده را سپاس بدار ، و بخشيده بر تو مبارك باد و به كمال خود رساد و نيكويى او روزيت بواد .
355
[ و مردى از كارگزاران او كاخى شكوهمند بر افراخت امام فرمود : ] نقرهها سر برآورده خود را مىنماياند ، اين بنا توانگرى تو را رساند .
356
[ و او را گفتند اگر در خانهء مردى را به رويش بندند روزى او از كجا سوى او آيد ؟ فرمود : ] از آنجا كه مرگش بر وى در آيد .
357
[ و مردمى را در مرگ يكى از آنان تعزيت گفت و فرمود : ] اين كار نه با شما آغاز گرديد ، و نه بر شما به پايان خواهد رسيد . اين رفيق شما به سفر مىرفت كنون او را در يكى از سفرهايش بشماريد ، اگر نزد شما بازگشت چه خوب و گرنه شما روى به دو مىآريد .
358
[ و فرمود : ] مردم ! بايد خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بيند ، چنان كه از كيفر هراسان . آن را كه گشايشى در مالش پديد گرديد و گشايش را چون دامى پنهان نديد ، خود را از كارى بيمناك در امان پنداشت ، و آن كه تنگدست شد و تنگدستى را آزمايشى به حساب نياورد پاداشى را كه اميد آن مىرفت ، ضايع گذاشت .
359
[ و فرمود : ] اى اسيران آز ! باز ايستيد كه گرايندهء دنيا را آن هنگام بيم فرا آيد كه بلاهاى روزگار دندان به هم سايد . مردم ! كار ترتيب خود را خود برانيد و نفس خود را از عادتها كه بدان حريص است باز گردانيد ! !
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 424
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٢٤