روزگار پايد ، پايندهاند . تنهاشان ناپديدار است و نشانههاشان در دلها آشكار . بدان كه در اينجا [ و به سينهء خود اشارت فرمود ] دانشى است انباشته ، اگر فراگيرانى براى آن مىيافتم . آرى ! يافتم آن را كه تيز دريافت بود ، ليكن امين نمىنمود ، با دين دنيا مىاندوخت و به نعمت خدا بر بندگانش برترى مىجست ، و به حجّت علم بر دوستان خدا بزرگى مىفروخت . يا كسى كه پيروان خداوندان دانش است ، اما در شناختن نكتههاى باريك آن او را نه بينش است . چون نخستين شبهت در دل وى راه يابد درماند - و راه زدودن آن را يافتن نتواند - . بدان - كه براى فرا گرفتن دانشى چنان - نه اين در خور است و نه آن . يا كسى كه سخت در پى لذت است و رام شهوت راندن يا شيفتهء فراهم آوردن است و مالى را بر مال نهادن . هيچ يك از اينان اندك پاسدارى دين را نتواند و بيشتر به چارپاى چرنده ماند . مرگ دانش اين است و مردن خداوندان آن چنين . بلى زمين تهى نماند از كسى كه حجّت بر پاى خداست ، يا پديدار و شناخته است و يا ترسان و پنهان از ديدههاست . تا حجّت خدا باطل نشود و نشانههايش از ميان نرود ، و اينان چندند ، و كجا جاى دارند ؟ به خدا سوگند اندك به شمارند ، و نزد خدا بزرگمقدار . خدا حجتها و نشانههاى خود را به آنان نگاه مىدارد ، تا به همانندهاى خويشش بسپارند و در دلهاى خويشش بكارند . دانش ، نور حقيقت بينى را بر آنان تافته و آنان روح يقين را دريافته و آنچه را ناز پروردگان دشوار ديدهاند آسان پذيرفتهاند . و بدانچه نادانان از آن رميدهاند خو گرفته . و همنشين دنيايند با تنها ، و جانهاشان آويزان است در ملأ اعلى . اينان خدا را در زمين او جانشينانند و مردم را به دين او مىخوانند . وه كه چه آرزومند ديدار آنانم ؟ كميل اگر خواهى بازگرد .
148
[ و فرمود : ] آدمى نهفته در زير زبان خويش است .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨٨