انداخت . شامگاه به سلامت گذشت و بامداد با مصيبتى جانگداز برگشت ، تا مشتاق گرداند و بترساند ، و بيم دهد و بپرهيزاند . پس مردمى در بامداد پشيمانى بد گوى او بودند و مردمى روز رستاخيز او را ستودند . دنيا به يادشان آورد ، و يادآور شدند . با آنان سخن گفت و گفتهء او را راست داشتند . و پندشان داد ، و از پند او بهره برداشتند .
132
[ و فرمود : ] خدا را فرشتهاى است كه هر روز بانگ بر مىدارد : بزاييد براى مردن و فراهم كنيد براى نابود گشتن و بسازيد براى ويران شدن .
133
[ و فرمود : ] دنيا خانهاى است كه از آن بگذرند ، نه جايى كه در آن به سر برند ، و مردم در آن دو گونهاند : يكى آن كه خود را فروخت و خويش را به تباهى انداخت ، و ديگرى كه خود را خريد و آزاد ساخت .
134
[ و فرمود : ] دوست از عهدهء دوستى برنيايد تا برادر خود را در سه چيز نپايد : هنگامى كه به بلا گرفتار شود ، هنگامى كه حاضر نبود هنگامى كه در گذرد .
135
[ و فرمود : ] كسى را كه چهار چيز دادند از چهار چيز محروم نباشد :
آن را كه دعا دادند از پذيرفتهشدن محروم نماند ، و آن را كه توبه روزى كردند ، از قبول گرديدن ، و آن را كه آمرزش خواستن نصيب شد ، از بخشوده گرديدن ، و آن را كه سپاس عطا شد از فزوده گشتن . و گواه اين جمله كتاب خداست كه در بارهء دعاست « مرا بخوانيد تا بپذيرم . » و در آمرزش خواستن گفته است : « آن كه كارى زشت كند يا بر خود ستم كند سپس از خدا آمرزش خواهد ، خدا را بخشنده
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨٥