تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
67 [ و فرمود : ] از بخشيدن اندك شرم مدار كه محروم كردن اندكتر از آن بود . 68 [ و فرمود : ] پارسايى زيور درويشى است ، و سپاس زيور توانگرى . 69 [ و فرمود : ] اگر آن كه خواهى نيستى بارى بدان ننگر كه كيستى . 70 [ و فرمود : ] نادان را نبينى جز كه كارى را از اندازه فراتر كشاند ، و يا بدانجا كه بايد نرساند . 71 [ و فرمود : ] چون خرد كمال گيرد ، گفتار نقصان پذيرد . 72 [ و فرمود : ] روزگار تنها را بفرسايد ، و آرزوها را تازه نمايد ، و مرگ را نزديك آرد ، و اميدها را دور و دراز دارد . كسى كه بدان دست يافت رنج ديد ، و آن كه از دستش داد سختى كشيد . 73 [ و فرمود : ] آن كه خود را پيشواى مردم سازد پيش از تعليم ديگرى بايد به ادب كردن خويش پردازد ، و پيش از آنكه به گفتار تعليم فرمايد بايد به كردار ادب نمايد ، و آن كه خود را تعليم دهد و ادب اندوزد ، شايسته‌تر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب آموزد . 74 [ و فرمود : ] آدمى با دمى كه برآرد گامى به سوى مرگ بردارد . 75 [ و فرمود : ] هر چه شمردنى است به سر رسد و هر چه چشم داشتنى است در رسد . 76 [ و فرمود : ] چون كارها همانند شود - يكى را بر ديگرى قياس كردن توانست و - پايان آن را از آغاز دانست . 77 [ و در خبر ضرار پسر ضمره ضبابى است كه چون بر معاويه در آمد و
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 371 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي