67
[ و فرمود : ] از بخشيدن اندك شرم مدار كه محروم كردن اندكتر از آن بود .
68
[ و فرمود : ] پارسايى زيور درويشى است ، و سپاس زيور توانگرى .
69
[ و فرمود : ] اگر آن كه خواهى نيستى بارى بدان ننگر كه كيستى .
70
[ و فرمود : ] نادان را نبينى جز كه كارى را از اندازه فراتر كشاند ، و يا بدانجا كه بايد نرساند .
71
[ و فرمود : ] چون خرد كمال گيرد ، گفتار نقصان پذيرد .
72
[ و فرمود : ] روزگار تنها را بفرسايد ، و آرزوها را تازه نمايد ، و مرگ را نزديك آرد ، و اميدها را دور و دراز دارد . كسى كه بدان دست يافت رنج ديد ، و آن كه از دستش داد سختى كشيد .
73
[ و فرمود : ] آن كه خود را پيشواى مردم سازد پيش از تعليم ديگرى بايد به ادب كردن خويش پردازد ، و پيش از آنكه به گفتار تعليم فرمايد بايد به كردار ادب نمايد ، و آن كه خود را تعليم دهد و ادب اندوزد ، شايستهتر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب آموزد .
74
[ و فرمود : ] آدمى با دمى كه برآرد گامى به سوى مرگ بردارد .
75
[ و فرمود : ] هر چه شمردنى است به سر رسد و هر چه چشم داشتنى است در رسد .
76
[ و فرمود : ] چون كارها همانند شود - يكى را بر ديگرى قياس كردن توانست و - پايان آن را از آغاز دانست .
77
[ و در خبر ضرار پسر ضمره ضبابى است كه چون بر معاويه در آمد و
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٧١