تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
85 [ و فرمود : ] آن كه گفتن ندانم واگذارد ، به هلاكتجاى خود پاى در آرد . 86 [ و فرمود : ] تدبير پير را از دليرى جوان دوستتر مىدارم . [ و در روايتى است ] از حاضر و آماده بودن جوان - براى كارزار - . 87 [ و فرمود : ] در شگفتم از آن كه نوميد است و آمرزش خواستن تواند . 88 [ و ابو جعفر محمد بن على باقر از او ( ع ) حكايت كرد كه فرمود : ] دو چيز در زمين مايهء أمان از عذاب خدا بود ، يكى از آن دو برداشته شد پس ديگرى را بگيريد و بدان چنگ زنيد : امّا امانى كه برداشته شد رسول خدا ( ص ) بود . و امّا امانى كه مانده است آمرزش خواستن است . خداى تعالى فرمايد « و خدا آنان را عذاب نمىكند حالى كه تو در ميان آنانى و خدا عذابشان نمىكند حالى كه آمرزش مىخواهند » [ و اين از نيكوتر لطايف معنى را برون آوردن است و ظرافت سخن را آشكار كردن . ] 89 [ و فرمود : ] آن كه ميان خود و خدا را به صلاح دارد ، خدا ميان او و مردم را به صلاح آرد ، و آن كه كار آخرت خود درست كند ، خدا كار دنياى او را سامان دهد ، و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظى است ، خدا را بر او حافظى است . 90 [ و فرمود : ] فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس نسازد ، و از مهربانى او نوميدشان نكند و از عذاب ناگهانى وى ايمنشان ندارد . 91 [ و فرمود : ] اين دلها همچون تنها به ستوه‌ايد ، پس براى - آسايش - آن