تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
45 [ و فرمود : ] اگر بدين شمشيرم بر بينى مرد با ايمان زنم كه مرا دشمن گيرد ، نگيرد ، و اگر همهء جهان را بر منافق ريزم تا مرا دوست دارد ، نپذيرد ، و اين از آن است كه قضا جارى گشت و بر زبان پيامبر امّى گذشت كه فرمود : اى على ! مؤمن تو را دشمن نگيرد و منافق دوستى تو نپذيرد . 46 [ و فرمود : ] گناهى كه تو را زشت نمايد نزد خدا بهتر است از كار نيكى كه پسندت آيد . 47 [ و فرمود : ] ارزش مرد به اندازهء همت اوست و صدق او به مقدار جوانمردىاش و دليرى او به ميزان ننگى - كه از بدنامى - دارد و پارسايى او به مقدار غيرتى كه آرد . 48 [ و فرمود : ] پيروزى به دور انديشى است و دور انديشى در به كار انداختن رأى و به كار انداختن رأى در نگاهداشتن اسرار . 49 [ و فرمود : ] بپرهيزيد از صولت جوانمرد چون گرسنه شود و از ناكس چون سير گردد . 50 [ و فرمود : ] دلهاى مردان رمنده است ، هر كه آن را به خود خو داد ، روى به دو نهاد . 51 [ و فرمود : ] عيب تو نهان است چندان كه ستارهء بختت تابان است . 52 [ و فرمود : ] سزاوارتر مردم به بخشودن ، تواناترشان است به كيفر نمودن . 53 [ و فرمود : ] سخاوت بى خواستن بخشيدن است ، و آنچه به خواهش بخشند يا از شرم است و يا از بيم سخن زشت شنيدن . !