تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بدبخت مىگرديد . و چه زيانبار است رنجى كه كيفر در پى آن است ، و چه سودمند است آسايشى كه با آن از آتش امان است . 38 [ و به فرزند خود حسن ( ع ) فرمود : ] پسركم ! چهار چيز از من به ياد دار ، و چهار ديگر به خاطر سپار كه چند كه بدان كار كنى از كردهء خود زيان نبرى : گرانمايه‌ترين بىنيازى خرد است ، و بزرگترين درويشى بيخردى است و ترسناكترين تنهايى خودپسندى است و گراميترين حسب خوى نيكوست . پسركم ! از دوستى نادان بپرهيز ، چه او خواهد كه تو را سود رساند ليكن دچار زيانت گرداند ، و از دوستى بخيل بپرهيز ، چه او آنچه را سخت بدان نيازمندى از تو دريغ دارد ، و از دوستى تبهكار بپرهيز كه به اندك بهايت بفروشد ، و از دوستى دروغگو بپرهيز كه او سراب را ماند ، دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور نماياند . 39 [ و فرمود : ] اگر مستحبات واجبات را زيان رساند - بنده را به خدا - نزديك نگرداند . 40 [ و فرمود : ] زبان خردمند در پس دل اوست ، و دل نادان پس زبان او . [ و اين از معنيهاى شگفت و شريف است و مقصود امام ( ع ) اين است كه : خردمند زبان خود را رها نكند تا كه با دل خويش مشورت كند و با انديشهء خود رأى زند ، و نادان را آنچه بر زبان آيد و گفته‌اى كه بدان دهان گشايد ، بر انديشيدن و رأى درست را بيرون كشيدن سبقت گيرد . پس چنان است كه گويى زبان خردمند پيرو دل اوست و دل نادان پيرو زبان او . ] !