تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
زينت و وقار . دين به آنان ارجمندست ، و راه‌ها بى گزند ، و كار رعيت جز به سپاهيان قرار نگيرد ، و كار سپاهيان جز با خراجى كه خدا براى آنان معين فرموده درستى نپذيرد . تا بدان در جهاد با دشمن خود نيرومند شوند و كار خود را بدان سامان دهند . - و آنان را از خراج آن اندازه بايد - كه نيازمنديشان را كفايت نمايد . و اين دو دسته - رعيت و سپاهيان - بر پاى نماند جز با سومين دسته از مردمان كه قاضيانند و عاملان و نويسندگان ديوان ، كه كار عقدها را استوار مىكنند و آنچه سود مسلمانان است فراهم مىآورند ، و در كارهاى خصوصى و عمومى مورد اعتمادند . و كار اين جمله استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران كه فراهم مىشوند و با سودى كه به دست مىآرند ، بازارها را بر پاى مىدارند . و كار مردم را كفايت مىكنند ، در آنچه ديگران مانند آن نتوانند . سپس طبقهء فرودينند از نيازمندان و درويشان كه سزاوار است بخشيدن به آنان ، و يارى كردن ايشان . و براى هر يك از آنان نزد خدا - از غنيمت - گشايشى است ، و هر يك را بر والى حقى ، چندان كه كارشان را سامان دهد ، و والى چنان كه بايد از عهدهء آنچه خدا بر او واجب كرده بر نيايد ، جز با كوشش و از خدا يارى جستن و خود را براى اجراى حق آماده نمودن ، و شكيبايى در انجام كار ، بر او آسان باشد يا دشوار . پس از سپاهيان خود كسى را بگمار كه خيرخواهى وى براى خدا و رسول او و امام خود بيشتر دانى و دامن او را پاكتر و بردبارىاش برتر ، كه دير به خشم آيد و زود به پذيرفتن پوزش گرايد ، و بر ناتوانان رحمت آرد ، و با قويدستان برآيد ، و آن كس كه درشتى او را بر نيانگيزاند ، و ناتوانى وى را بر جاى ننشاند ، و از آنان كه گوهرى نيك دارند و از خاندانى پارسايند ، و از سابقتى نيكو برخوردار . پس دليران و رزمآوران و بخشندگان و جوانمردان ، كه اينان بزرگوارى را در خود فراهم كرده‌اند و نيكوييها را گرد آورده . پس در كارهاى آنان چنان بينديش كه پدر و مادر در بارهء فرزند خويش ، و مبادا آنچه