و براى داورى ميان مردم از رعيت خود آن را گزين كه نزد تو برترين است . آنكه كارها بر او دشوار نگردد و ستيز خصمان وى را به لجاجت نكشاند ، و در خطا پايدار نبود ، و چون حق را شناخت در بازگشت بدان در نماند . و نفس او به طمع ننگرد ، و تا رسيدن به حق ، به اندك شناخت بسنده نكند ، و در شبهتها درنگش از همه بيش باشد و حجت را بيش از همه به كار برد ، و از آمد شد صاحبان دعوى كمتر به ستوهايد و در آشكار گشتن كارها شكيباتر بود و چون حكم روشن باشد در داورى قاطعتر . آن كس كه ستايش فراوان وى را به خودبينى نكشاند و خوش آمد گوئى او را بر نيانگيزاند ، و اينان اندكاند . پس داورى چنين كس را فراوان تيمار دار و در بخشش به دو گشاده دستى به كار آر چندان كه نياز وى به مردمان كم افتد ، و رتبت او را نزد خود چندان بالا بر كه از نزديكانت كسى در بارهء وى طمع نكند ، و از گزند مردمان نزد تو ايمن ماند . در اين باره نيك بنگر كه اين دين در دست بدكاران گرفتار بود ، در آن ، كار از روى هوس مىراندند و به نام دين دنيا را مىخوردند . سپس در كار عاملان خود بينديش ، و پس آزمودن به كارشان بگمار ، و به ميل خود و بى مشورت ديگران به كارى مخصوصشان مدار ، كه به هواى خود رفتن و براى ديگران ننگريستن ، ستمگرى بود و خيانت ، و عاملانى اين چنين را در ميان كسانى جو كه تجربت دارند و حيا ، از خاندانهاى پارسا كه در مسلمانى قدمى پيشتر دارند ، - و دلبستگى بيشتر - اخلاق آنان گراميتر است و آبروشان محفوظتر و طمعشان كمتر ، و عاقبت نگرىشان فزونتر . پس روزى
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 332
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٣٢