را انتظار برد . پس دنيا و آخرت خود را به باد دادى و اگر خواهان حق بودى بر آنچه مىخواستى دست مىنهادى . اگر خدا مرا بر تو و پسر ابو سفيان مسلط ساخت سزاى كارى را كه كرديد بدهم ، و اگر مرا عاجز كردن توانيد و خود پايدار مانيد ، آنچه پيش روى شماست براى شما بدتر است - كه آن عذاب خداست - .
« 40 »
و از نامهء آن حضرت است به يكى از عاملان خود
از تو به من خبرى رسيده است ، اگر چنان كرده باشى پروردگار خود را به خشم آورده باشى ، و امام خويش را نافرمانى كرده ، و امانت خود را از دست داده . به من خبر دادهاند تو كشت زمين را برداشته و آنچه پايت بدان رسيده براى خود نگاهداشتهاى ، و آنچه در دستت بوده خوردهاى . حساب خود را به من باز پس بده و بدان كه حساب خدا بزرگتر از حساب مردمان است .
« 41 »
و از نامهء آن حضرت است به يكى از عاملان خود
من تو را در امانت شريك خود داشتم ، و از هر كس به خويش نزديكتر پنداشتم ، و هيچ يك از خاندانم براى يارى و مددكارىام چون تو مورد اعتماد نبود ، و امانتدار من نمىنمود . پس چون ديدى روزگار پسر عمويت را بيازارد ، و دشمن بر او دست برد ، و امانت مسلمانان تباه گرديد ، و اين امت بى تدبير و بىپناه ، با پسر عمويت نرد مخالفت باختى و با آنان كه از او به يكسو شدند به راه جدايى تاختى ، و با كسانى كه دست از يارىاش برداشتند دمساز گشتى ،