آن است كه پاداش خواهنده بزرگتر شود و جزاى آرزومند كاملتر ، و بود كه چيزى را خواستهاى و تو را ندادهاند ، و بهتر از آن در اين جهان يا آن جهانت دادهاند يا بهتر بوده كه از تو بازداشتهاند ، و چه بسا چيزى را طلبيدى كه اگر به تو مىدادند ، تباهى دينت را در آن مىديدى .
پس پرسشت در بارهء چيزى باشد كه نيكى آن برايت پايدار ماند ، و سختى و رنج آن به كنار كه نه مال براى تو پايدار است و نه تو براى مال برقرار . و بدان كه تو براى آن جهان آفريده شدهاى نه براى اين جهان ، و براى نيستى نه براى زندگانى جاودان ، و براى مردن نه زنده بودن ، و بدان ! تو در منزلى هستى كه از آن رخست خواهى بست ، و خانهاى كه بيش از روزى چند در آن نتوانى نشست و در راهى هستى كه پايانش آخرت است ، و شكار مرگى كه گريزنده از آن نرهد ، و آن را كه جويد به دو رسد و از دست ندهد ، و ناچار پنجه بر تو خواهد افكند ، پس بترس از آن كه تو را بيابد و در حالتى باشى ناخوشايند : با خود از توبه سخن به ميان آورده باشى ، و او تو را از آن باز دارد ، و خويشتن را تباه كرده باشى . پسركم ! فراوان به ياد مردن باش و ياد آنچه با آن بر مىآيى و آنچه پس از مردن روى بدان نمايى ، تا چون بر تو در آيد ساز خويش را آراسته باشى و كمر خود را بسته ، و ناگهان نيايد و تو را مغلوب نمايد ، و مبادا فريفته شوى كه بينى دنيا داران به دنيا دل مىنهند ، و بر سر دنيا بر يكديگر مىجهند . چه خدا تو را از دنيا خبر داده و دنيا وصف خويش را با تو در ميان نهاده و پرده از زشتيهايش برايت گشاده . همانا دنيا پرستان سگانند عوعو كنان ، و درندگانند در پى صيد دوان . برخى را برخى بد آيد ، و نيرومندشان ناتوان را طعمهء خويش نمايد ، و بزرگشان بر خرد دست چيرگى گشايد . دستهاى اشتران پايبند نهاده ، و دستهاى ديگر رها و خرد خود را از دست داده ، در كار خويش سرگردان ، در چراگاه زيان ، در بيابانى دشوار گذر روان ، نه شبانى كه به كارشان رسد ، نه چرانندهاى كه به چراشان برد ، دنيا به راه كورى شان راند و ديدههاشان را از چراغ هدايت بپوشاند . در بيراهگىاش سرگردان ، و فرو شده
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٠٣