تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
در نعمت آن . دنيا را پروردگار خود گرفته‌اند و دنيا با آنان به بازى پرداخته و آنان سرگرم بازى دنيا و آنچه را پس آن است فراموش ساخته . باش تا پردهء تاريكى بگشايد كه گويى - راه سفر بريده است - و كاروان به منزل رسيده ، و آن كه بشتابد بود كه كاروان را دريابد ، و بدان ! كسى كه بارگىاش روز و شب است او را براند هر چند وى ايستاده ماند ، و راه را بپيمايد ، هرچند كه بر جاى بود و راحت نمايد . و به يقين بدان كه تو هرگز به آرزويت دست نخواهى يافت ، و از اجل روى نتوانى برتافت ، و به راه كسى هستى كه پيش از تو مىشتافت . پس آنچه را مىخواهى آسان گير و در آنچه به دست مىكنى طريق نيك را بپذير « چه بسا جستجو كه به از دست شدن مايه كشاند » . و هر جوينده روزى نيابد و هر آهسته رو محروم نماند . نفس خود را از هر پستى گرامى دار ، هرچند تو را بدانچه خواهانى رساند ، چه آنچه را از خود بر سر اين كار مىنهى ، هرگز به تو بر نگرداند . بندهء ديگرى مباش حالى كه خدايت آزاد آفريده ، و در آن نيكى كه جز به بدى به دست نيايد و آن توانگرى كه جز با سختى و خوارى بدان نرسند ، كسى چه خوبى ديده ؟ و بپرهيز از اين كه بارگيهاى طمع تو را برانند ، و به آبشخورهاى هلاكت رسانند ، و اگر توانى ميان خود و خدا ، خداوند نعمتى را حجاب نگردانى ، چنان كن كه دانى ، چه تو بهرهاى خود را بيابى و حصّهء خويش را بگيرى و محروم نمانى ، و اندكى از جانب خداى سبحان بزرگتر و گراميتر است از بسيار آفريدگان ، هر چند همه از اوست اندك يا فراوان . و جبران آنچه به نگفتن به دست نياورده‌اى آسانتر بود تا تدارك آنچه به گفتن از دست داده‌اى ، كه نگاهدارى آنچه در آوند است به استوار بستن آن به بند است ، و نگاه داشتن آنچه به دستهايت دارى دوستتر دارم تا به گرفتن آنچه در دست ديگرى است دست پيش آرى ، و تلخى نوميدى بهتر تا از اين و آن طلبيدن ، و ورزيدن با پارسايى بهتر تا بىنيازى و به گناه آلوده