تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
كه با تو درشتى كند ، باشد كه به زودى نرم شود . با دشمن خويش به بخشش رفتار كن كه آن شيرينترين دو پيروزى است - انتقام از او كشيدن يا بر وى بخشيدن - . اگر خواستى از برادرت ببرى ، جايى براى - دوستى - او نزد خود باقى گذار كه اگر روزى بر وى آشكار گرديد ، بدان وسيلت بدان تواند رسيد كسى كه به تو گمان نيك برد - با كردهء نيك - گمانش را راست كن . و حق برادرت را به اعتماد دوستى كه با او دارى ضايع مگردان ، چه آن كس كه حق او را ضايع كرده‌اى برادرت نبود . و مبادا - با رفتارى كه با كسان خود كنى - بدبختترينشان كرده باشى . در آن كه تو را نخواهد دل مبند ، و مبادا برادرت را در پيوند با تو گسستن - عذرى - بود قويتر از تو در پيوند با او بستن ، و مبادا در بدى رساندن بهانه‌اى اش باشد قويتر از تو در نيكويى كردن ، و ستم آن كه بر تو ستم كند در ديده‌ات بزرگ نيايد ، چه او در زيان خود و سود تو كوشش نمايد ، و پاداش آن كه تو را شاد كند آن نيست كه با وى بدى كنى . بدان پسركم كه روزى دوتاست آن كه آن را بجويى ، و آن كه تو را بجويد ، و اگر نزد آن نروى راه به سوى تو پويد . چه زشت است فروتنى هنگام نيازمندى ، و درشتى به وقت بىنيازى . بهرهء تو از دنيا همان است كه آبادانى خانهء آخرتت بدان است . اگر بدانچه از دستت رفته مىزارى ، پس زارى كن به همه آنچه در دست ندارى . از آنچه نبوده است بر آنچه بوده دليل گير ، كه كارها همانندند و يكديگر را نظير . از آنان مباش كه پند سودشان ندهد جز با بسيار آزردن ، كه خردمند پند به ادب گيرد و چارپا با تازيانه خوردن . اندوه‌ها را كه به تو روى آرد از خود دور گردان ، با دل نهادن بر شكيبايى و اعتقاد بى گمان . آن كه از عدالت بگرديد به ستم گراييد . يار به منزلت خويشاوند است ، و دوست كسى است كه در نهان به آيين دوستى پايبند است ، و هواى نفس را با رنج پيوند است . بسا نزديك كه از دور دور تر است ، و بسا دور كه از نزديك نزديكتر . و بيگانه كسى است كه او را دوستى نيست .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 306 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي