به پايهء انديشهاى كه من در حق تو دارم نخواهى رسيد ! و بدان پسركم ، اگر پروردگارت شريكى داشت پيامبران او نزد تو مىآمدند ، و نشانههاى پادشاهى و قدرت او را مىديدى ، و از كردار و صفتهاى او آگاه مىگرديدى . ليكن او خداى يكتاست چنان كه خود خويش را وصف كرده است . كسى در حكمرانى وى مخالف او نيست ، و ملك او جاودانه و هميشگى است . آغاز همه چيزهاست . و او را أوليّت نيست ، و آخر است پس از همهء اشياء و او را نهايت نيست . برتر از آن است كه ربوبيّت او را دلى فراگيرد و يا در ديدهاى جاى پذيرد ، و چون اين را دانستى كار چنان كن كه از چون تويى بايد كه خرد منزلت است و بىمقدار ، و توانايىاش كم و ناتوانىاش بسيار و طاعت خدا را خواهان و از عقوبتش ترسان ، و از خشم او هراسان كه خدا تو را جز نيكوكارى نفرموده و جز از زشتكارى نهى ننموده . پسركم ! من تو را از دنيا آگاه كردم ، و از دگرگون شدنش و از ميان رفتن و دست به دست گرديدنش ، و تو را خبر دادم از آن جهان ، و آنچه در آنجا آماده است براى مردم آن ، و براى تو در بارهء هر دو ، مثلها راندم تا از آنها پند پذيرى و دستور كار خويش گيرى . داستان آنان كه دنيا را آزمودند و شناختند همچون گروهى مسافرند ، كه به جايى منزل كنند ، ناسازوار ، از آب و آبادانى به كنار . و آهنگ جايى كنند پرنعمت و دلخواه ، و گوشهاى پر آب و گياه .
پس رنج راه را بر خود هموار كنند ، و بر جدايى از دوست و سختى سفر ، و ناگوارى خوراك دل نهند كه به خانه فراخ خود رسند ، و در منزل آسايش خويش بيارمند . پس رنجى را كه در اين راه بر خود هموار كردند آزار نشمارند ، و هزينهاى را كه پذيرفتند تاوان به حساب نيارند ، و هيچ چيز نزدشان خوشايندتر از آن نيست كه به خانهشان نزديك كرده و به منزلشان در آورده . و داستان آنان كه به دنيا فريفته گرديدند چون گروهى است كه در منزلى پر نعمت بودند ، و از آنجا رفتند و در منزلى خشك و بى آب و گياه رخت گشودند . پس چيزى نزد آنان ناخوشايندتر و سختتر از جدايى منزلى نيست
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٠٠