تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
جنگ مىپيوندد » . زودا كسى را كه مىجويى تو را جويد ، و آن را كه دور مىپندارى به نزد تو راه پويد . من با لشكرى از مهاجران و انصار و تابعين آنان كه راهشان را به نيكويى پيمودند ، به سوى تو مىآيم ، لشكرى بسيار - و آراسته - و گرد آن به آسمان برخاسته . جامه‌هاى مرگ بر تن ايشان ، و خوشترين ديدار براى آنان ديدار پروردگارشان . همراهشان فرزندان « بدريان » اند و شمشيرهاى « هاشميان » ، كه مىدانى در آن نبرد تيغ آن - رزمآوران - با برادر و دايى و جدّ و خاندان تو چه كرد و - ضرب دست آنان - از ستمكاران دور نيست . - و امروزشان با ديروز يكى است - . « 29 »
و از نامهء آن حضرت است به مردم بصره چنان نيست كه ندانيد چگونه رشتهء طاعت را باز و دشمنانگى را آغاز كرديد . من گناهكارتان را بخشودم ، و از آن كه رو بر گردانده شمشير برداشتم ، و آن را كه روى آورده قبول نمودم . ليكن اگر كارهاى ناروا و نادرست و انديشه‌هاى نابخردانهء سست ، شما را وادارد كه راه جدايى در پيش گيريد و طاعت مرا نپذيريد ، بدانيد كه من آماده به كار نزديك شمايم ، و به يك لحظه به سر وقت شما مىآيم . اگر مرا از آمدن به سوى خود ناچار سازيد ، چنان جنگى آغاز كنم كه جنگ جمل برابر آن بازى كودكانه بود . با اين همه ، من فرمانبرداران شما را ارج مىگذارم و پاس حرمت خيرخواهان شما را دارم . نه بيگناه را بجاى گناهكار مىگيرم و نه پيمان شكن را به جاى پيمانگزار مىپذيرم . « 30 »
و از نامهء آن حضرت است به معاويه خداى را در آنچه نزد تو است پاس دار ، و حق او را بر خود به ياد آر ، و