مردمان را غمخوارم ، بيشتر غم خود را دارم . اين غمخوارى - رأى مرا بازگردانيد و از پيروى خواهش نفسم بپيچانيد ، و حقيقت كار را برايم آشكار نمود ، و مرا به كارى راست واداشت كه بازيچهاى در آن نبود ، و با حقيقتى - رو برو ساخت - كه دروغى آن را نيالود . و تو را ديدم كه پارهاى از منى ، بلكه دانستم كه مرا همه جان و تنى چنان كه اگر آسيبى به تو رسد به من رسيده ، و اگر مرگ به سر وقتت آيد ، رشتهء زندگى مرا بريده . پس كار تو را چون كار خود شمردم ، و اين اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتيبانى بود . خواه من زنده مانم و تو را در كنار ، يا مرده - و جاى گزين دار القرار - . تو را سفارش مىكنم به ترس از خدا ، و پيوسته در فرمان او بودن و دلت را به ياد او آبادان نمودن ، و به ريسمان اطاعتش چنگ در زدن ، و كدام رشته استوارتر از طاعت خدا ميان خود و او دارى اگر بگيريش و بدان دست در آرى ؟ دلت را به اندرز زندهدار و به پارسايى بميران ، و به يقين نيرو بخش و به حكمت روشن گردان ، و با ياد مرگش خوار ساز ، و به اقرار به نيست شدنش وادار ساز . و به سختيهاى دنيايش بينا گردان ، و از صولت روزگار و دگرگونى آشكار ليل و نهارش بترسان ، و خبرهاى گذشتگان را به دو عرضه دار ، و آنچه را به آنان كه پيش از تو بودند رسيد به يادش آر ، و در خانهها و بازماندههاى آنان بگرد و بنگر كه چه كردند ، و از كجا به كجا شدند و كجا بار گشودند و در كجا فرود آمدند . آنان را خواهى ديد كه از كنار دوستان رخت بستند و در خانههاى غربت نشستند ، و چندان دور نخواهد نمود كه تو يكى از آنان خواهى بود . پس در نيكو ساختن اقامتگاه خويش بكوش ، و آخرتت را به دنيا مفروش . در آنچه نمىدانى سخن را واگذار و آنچه را بر عهده ندارى بر زبان ميار . و راهى را كه در آن از گمراهى ترسى مسپار ، كه هنگام سرگردانى گمراهى ، باز ايستادن بهتر است تا در كارهاى بيمناك افتادن . به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران در آر . و به دست و زبان كار ناپسند را زشت شمار . و از آن كه كار ناپسند كند با كوشش خود را دور بدار . در راه
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 296
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٩٦