آميخته با زهر مار بر آن ريخته . گفتم : صله است يا زكات ، يا براى رضاى خداست كه گرفتن صدقه بر ما نارواست ؟ گفت : نه اين است و نه آن است بلكه ارمغان است . گفتم : مادر بر تو بگريد ! آمدهاى مرا از راه دين خدا بگردانى يا خرد آشفتهاى يا ديو گرفته ، يا به بيهوده سخن ميرانى ؟ به خدا ، اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمانهاست به من دهند ، تا خدا را نافرمانى نمايم و پوست جوى را از مورچهاى به ناروا بربايم ، چنين نخواهم كرد . و دنياى شما نزد من خوارتر است از برگى در دهان ملخ كه آن را مىخايد و طعمهء خود مىنمايد . على را چه كار با نعمتى كه نپايد و لذتى كه به سر آيد ؟ پناه مىبريم به خدا از خفتن عقل و زشتى لغزشها و از او يارى مىخواهيم .
( 225 )
و دعايى از آن حضرت است .
خدايا ! به توانگرى آبرويم را نگاه دار ، و به تنگدستى حرمتم را ضايع مگذار ، تا روزى خواهم از بندگان روزيخوارت ، و مهربانى جويم از آفريدگان بد كردارت . و به ستودن كسى مبتلا شوم كه به من عطايى ارزانى داشته ، و به نكوهيدن آن كس فريفته گردم كه بخشش خود را از من باز داشته و گذشته از اين - گفتار - در بخشيدن و باز داشتن « تو بر همه چيز توانايى » و صاحب اختيار !
( 226 )
و از خطبههاى آن حضرت است
دنيا خانهاى است فرا گرفتهء بلا ، شناخته به بيوفايى و دغا . نه به يك حال پايدار است ، و نه مردم آن از سلامت برخوردار . دگرگونى پذيرد ، رنگى دهد و رنگ ديگر گيرد . زندگى در آن ناباب است ، و ايمنى در آن ناياب ، و مردم دنيا نشانههايند ، كه آماجشان سازد . تيرهاى خود به آنان افكند و به كام مرگشان در اندازد . و بندگان خدا ! بدانيد كه شما و آنچه در آنيد ، به راه آنان كه پيش از