تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
رويگردان به دو روى آرد . چشمهء نعمت پس از فرو شدن آب براى وى روان گردد ، و نمنم باران بركت ، درشت قطره شود و بر او ريزان . پس بترسيد از خدايى كه شما را از موعظت خود بهره‌مند ساخت ، و با فرستادن - پيامبرانش - پند داد ، و با نعمت خود رشتهء منت به گردنتان انداخت . پس خود را با پرستش او خوار داريد و حق طاعتش را بگزاريد . ديگر اين كه اين اسلام دين خداست كه آن را براى خود گزيد ، و به ديدهء عنايت خويشش پروريد ، و بهترين آفريدگان خود را مخصوص - رساندن - آن - به مردمان - گردانيد . ستونهاى آن را بر دوستى خود استوار داشت ، و با عزت آن ديگر دينها را خوار ، و به سربلندى آن ديگر ملتها را پست و بىمقدار ، و به ارجمندى آن دشمنانش را بى اعتبار ، و با يارى كردن آن مخالفانش را واگذارد ، و يارى ننمود ، و با استوارى پايه‌اش پايه‌هاى گمراهى را ويران فرمود . و تشنگان - حكمت - را از آبدانهايش سيراب كرد و آبگيرهاى - آن - را براى بردارندگان آب - معرفت - پر آب . پس چنانش برپا داشت كه نه دستاويزش بريدنى باشد ، و نه حلقه‌هايش گشودنى ، و نه پايه‌هايش ويران شدنى ، و نه ستونهايش برافكندنى ، و نه درخت آن از ريشه برآيد و نه زمانش به سرآيد . و نه راههايش پى سپر روزگار گردد و نه شاخه‌هايش بريدنى و نه راههايش تنگ و - ديرگذر - ، و نه پيمودن همواريهايش دشوار . نه سپيدى روشنش را سياهى فرا گيرد ، و نه راستىاش كجى پذيرد . چون چوب خشك خمش نتوان كرد ، و گذرگاهش را بى دشوارى توان سپرد . چراغش نميرد و شيرينىاش چاشنى تلخى نگيرد . پس اسلام ستونهاست كه خدا پايه‌هايش را بر حق استوار كرد و اساس آن را پايدار كرد ، و چشمه‌هاست نهرهايش پر آب و جوشان ، و چراغهاست روشنايى آن تابان ، و نشانه‌هاست كه ديده بدان نهند و از درّه‌هايش بگذرند ، و آبشخورهاست كه در شوندگان بدان سيراب شوند . خدا نهايت خشنودى خود را در اسلام قرار داده و فرازترين نقطهء ستونهاى - شرع - در اين دين ايستاده ، و بالاترين مقام طاعتش را در پيروى آن نهاده