تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بندگان خدا ! اكنون هشيار باشيد كه زبانها باز است و تنها به ساز ، و اندامها نرم و در خدمت ستاده ، و راه بازگشت گشاده ، و جولانگاه فراخ گسترده و فرصت آماده ، از آن پيش كه وقت از دست شود و مرگ از در در آيد . پس فرود آمدن آن را بر خود مسلم شماريد و چشم به در آمدنش مداريد . ( 197 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است از ياران محمّد ( ص ) آنان كه گنجور اسرارند و كتاب و سنّت را امانتدار ، مىدانند كه من ، دمى معارض فرمان خدا و رسول او نبودم و به جان خود پيامبر ( ص ) را يارى نمودم آنجا كه دليران واپس خزيدند ، و گامها برگرديدند . آن دليرى و مردانگيى بود كه خدا به من ارزانى فرمود . و رسول خدا ( ص ) جان سپرد حالى كه سر او بر سينهء من بود . و نفس او در كف من روان شد . آن را بر چهرهء خويش كشيدم ، و شستن او را عهده‌دار گرديدم ، و فرشتگان ياور من بودند و خانه و پيرامون آن فرياد مىكشيد . گروهى - فرشته - فرود مىآمد و گروهى به آسمان مىپريد ، و بانگ آنان از گوش من نبريد . بر وى درود مىگفتند تا او را در خاك نهاديم . پس چه كسى سزاوارتر است به دو از من ، چه در زندگى او و چه پس از مردن ؟ پس با دل بينا به راه افتيد ! و نيت خويش را در جهاد با دشمن خود راست بداريد كه به خدايى كه جز او خدايى نيست من به راه حق مىروم و آنان بر لغزشگاه باطلند . مىشنويد آنچه را مىگويم و براى خود و شما از خدا آمرزش مىخواهم .