او نپوشاند ، و آنچه عيان است او را از آنچه نهان است جدا نگرداند . نزديك است و دور از دسترس ، بالاست و با همه كس . آشكار است و نهان ، و پنهان است و عيان . حساب همه با اوست نه حساب او با ديگران . آفريدگان را پديد نياورد از روى انديشه و فكرت ، و از آنان يارى نخواست به خاطر رنج و ملالت . بندگان خدا شما را سفارش مىكنم به ترس از خدا . ترس از خدا مهارى است - كه شما را به راه سعادت در آرد ، و در طريق - بندگى برپا دارد . پس خود را با رشتههاى استوار آن نگاه داريد ، و به حقيقتهاى آن چنگ در آريد ، تا شما را به زندگى خوشى كه نهان است رساند ، و به اقامتگاههاى فراخ كشاند ، و به پناهگاههاى استوار ، و منزلگاههاى پر عزّت و اعتبار در روزى كه ديدهها بازمانده است و همه جا تار ، و رمههاى اشتر بى نگاهدار ، و در صور دمند و هر جانى برآيد از تن و هر زبانى لال شود از گفتن . و كوههاى سركشيده درهم شود و با زمين هموار ، و درهم شكند سنگهاى سخت و استوار . چنان كه سنگ سخت آن سرابى را ماند لرزان ، و سنگستانها زمين هموار ، نه پستى و نه بلندى در آن . پس نه شفيعى كه شفاعت كند ، نه دوستى كه بلا بگرداند ، و نه پوزش خواستن سود دهد .
( 196 )
و از خطبههاى آن حضرت است
او را برانگيخت هنگامى كه نه نشانهاى بر پا بود ، و نه چراغى پيدا و نه راهى هويدا . بندگان خدا شما را به ترس از خدا مىخوانم و از دنياتان مىترسانم ، كه دنيا خانهء رخت بستن است و كوى زندگانى تلخ و نا به مراد نشستن . باشندهء آن آمادهء رفتن است ، و جاى گرفته در آن مهيّاى جدا گشتن ، مردم خود را چنان مىجنباند كه باد سخت كشتى را در دل درياها بلرزاند . دستهاى از آنان در دل آب مرده ، و دستهاى بر روى موجها جان به در برده .
بادها با وزيدن از اين سو بدان سوىشان مىراند ، و چنان كه خواهد مىكشاند .
پس آن كه در آب مىميرد نتوان بازش يافتن ، و آن كه از آن رها شده به سوى مرگ است . در تاختن - .