تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
بودند چسان به سر بردند ؟ و چگونه آنان را آزمودند ؟ آيا نبودند گرانبارتر آفريدگان . و به هنگام آزمايش كوشاترين بندگان ، و تنگ زندگانىترين مردم جهان ؟ فرعونان آنان را به بندگى گرفتند و در عذاب سخت كشيدند ، و تلخى - زندگانى - را جرعه جرعه بديشان نوشانيدند . پس پيوسته در خوارى و هلاكت بودند و مقهور چيرگى و قدرت ، نه چاره‌اى مىيافتند تا سرباز زنند ، و نه راهى كه عذاب را از خود دور كنند . تا چون خدا ديد چگونه در راه دوستى او بر آزار شكيبايند ، و چسان از بيم او ناخوشايند را تحمّل مىنمايند ، از تنگناهاى بلاگشايشى براىشان پديد آورد ، و از پس خوارى ارجمندشان فرمود و آرامش را جايگزين بيم كرد . پس پادشاهان حكمران شدند و پيشوايان با فرّ و شان و كرامت خدا در باره‌شان تا بدانجا رسيد كه ديدهء آرزو نهايت آن را نديد . پس بنگريد چسان مىنمودند ، آن گاه كه گروهها فراهم بودند ، و همگان راه يك آرزو را مىپيمودند ، و دلها راست بود و با هم سازوار و دستها يكديگر را مددكار ، شمشيرها به پارى هم آخته ، و ديده‌ها به يكسو دوخته ، و اراده‌ها در پى يك چيز تاخته ، آيا مهتران سراسر زمين نبودند ، و بر جهانيان پادشاهى نمىنمودند ؟ پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد ، چون ميانشان جدايى افتاد ، و الفت به پراكندگى انجاميد ، و سخنها و دلهاشان گونه‌گون گرديد . از هم جدا شدند ، و به حزبها گراييدند ، و خدا لباس كرامت خود را از تنشان برون آورد ، و نعمت فراخ خويش را از دستشان به در كرد ، و داستان آنان ميان شما ماند ، و آن را براى پندگيرنده عبرت گرداند پس از حال فرزندان اسماعيل و اسحاق و اسرائيل - كه درود بر آنان باد - پند گيريد ، كه حالتها سخت متناسب است با هم و چه نزديك است مثالها به هم ، بيش و كم . در كار آنان بينديشيد ، و روزگارى كه پراكنده بودند و از هم جدا ، و