تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
كه هيچ يك از آفريدگان بهايى نداند براى آن . چه آن نعمت از هر بهايى برتر است و از هر رتبت و منزلتى گرانقدرتر . و بدانيد ! كه شما پس از هجرت - و ادب آموختن از شريعت - به - خوى - باديه نشينى بازگشتيد و پس از پيوند دوستى دسته دسته شديد . با اسلام جز به نام آن بستگى نداريد و از ايمان جز نشان آن را نمىشناسيد . مىگوييد به آتش - مىسوزيم - و ننگ را - نمىتوزيم - . گويا مىخواهيد اسلام را واژگون كنيد با پردهء حرمتش را دريدن ، و رشتهء برادرى دينى را بريدن . پيمانى كه خدايش براى شما در زمين خود پناهگاه و جاى امن فرمود ، و موجب ايمنى آفريده‌هايش نمود ، و اگر شما به چيزى جز اسلام پناه برديد ، كافران با شما پيكار خواهند كرد ، آن گاه نه جبرئيل ماند و نه ميكائيل ، و نه مهاجران و نه انصار كه شما را يارى كند . جز تيغ بر يكديگر زدن نبود تا خدا ميان شما داورى كند . و همانا نمونه‌ها و داستانها در دسترس شماست - از گذشتگان - و عذاب خدا و سختيهاى او - كه رسيد به آنان - ، و روزهايى - كه عذابشان كرد - و آسيبهاى سخت او - كه به آنان فرود آورد - . پس وعدهء عذاب او را دير مىانگاريد ، به عذر آنكه نمىدانيد در چنگ او گرفتاريد . و با انتقام او را سبك شمردن ، و از كيفر او ايمن بودن كه همانا خداى سبحان - مردم - دوران گذشته را كه پيش از شمايند از رحمت خود دور نفرمود ، جز براى آنكه امر به معروف را واگذاشتند ، و مردمان را از منكر باز نداشتند . پس خدا بيخردان - آنان را - لعنت كرد به خاطر نافرمانى كردن ، و خردمندان را به گناه ديگران را از نافرمانى مانع نبودن . هان ! بدانيد كه شما رشتهء - پيوند با - اسلام را گسستيد ، و حدود آن را شكستيد ، و احكام آن را كار نبستيد . بدانيد كه خدا مرا فرموده است با تجاوزكاران و پيمان گسلان ، و تبهكاران در زمين پيكار كنم . امّا با پيمان گسلان جنگيدم و با از حق برون شدگان ستيزيدم ، و از دين بيرون شدگان را زبون ساختم . امّا شيطان ردهه ، به جاى من بانگى