نه . امّا شيطان به خاطر گوهر خود بر آدم تعصّب آورد ، و در آفرينش وى او را سرزنش كرد و گفت : « من از آتش ساختهام و تو از گل پرداخته . » امّا توانگران و خداوندان نعمتهاى فراوان ، تعصّب ورزيدند ، چون نشانههاى نعمت را ديدند ، گفتند : « ما را دارايى و فرزندان بيش است و عذابىمان نه در پيش است . » پس اگر به ناچار تعصّب ورزيدند بايد ، در چيزى تعصّب ورزيد كه شايد : در خويهاى نيك و گزيده و كردارهاى پسنديده ، و كارهاى نيكو كه افزونى بر يكديگر جستند در آن ، بزرگواران و دلاوران از خاندانهاى عرب و مهتران قبيله - نيكو حسب . از آراسته بودن - به خوبى خوى و رفتار ، و بردبارى به هنگام خشم بسيار ، و آنچه پسنديده است از رفتار و كردار . پس در خصلتهاى نيكو تعصّب ورزيد از حمايت كردن پناهندگان ، و به سررساندن پيمان و آراسته بودن به تقوى و ايمان ، و از خودپسندى دورى گزيدن ، و به فضيلت آراسته بودن ، و دست بازداشتن از ستمكارى و بزرگ شمردن - گناه - خونريزى و خونخوارى ، و داد مردمان دادن ، و خشم را فرو خوردن ، و پرهيز از تبهكارى در زمين ، و بپرهيزيد از آنچه فرود آمد بر امّتهاى پيشين ، از كيفرهايى كه ديدند بر كردارهاى ناشايست و رفتارها كه كردند و نبايست . پس نيك و بد احوالشان را به ياد آريد و خود را از همانند شدن به آنان بر حذر داريد .
- و چون به چشم خود ديديد - و در خوشبختى و بدبختىشان انديشيديد ، آن را عهدهدار شويد كه عزيزشان گرداند و دشمنان را از سرشان راند ، و زمان بى گزندىشان را به درازا كشاند ، و با عافيت از نعمت بر خوردار و پيوند رشتهء بزرگوارى با آنان استوار . و آن از پراكندگى دورى نمودن بود و به سزاوارى روى آوردن ، و يكديگر را بدان برانگيختن و سفارش كردن ، و بپرهيزيد از هر كار كه پشت آنان را شكست و نيروشان را گسست ، چون : كينهء هم در دل داشتن و تخم نفاق در سينه كاشتن و از هم بريدن ، و دست از يارى يكديگر كشيدن . و در احوال گذشتگان پيش از خود بنگريد ، مردمى كه با ايمان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢١٨