تمام ، از راه يافتن دو دلى در سينهها مىكاست ، و كوشش شيطان را از دلها دور مىكرد ، و شكّ و ترديد از مردمان بر مىخاست . ليكن خدا بندگانش را به گونه گون سختيها مىآزمايد ، و با مجاهدتها به بندگىشان وادار مىنمايد ، و به ناخوشايندها آزمايششان مىكند تا خود پسندى را از دلهاشان بزدايد ، و خوارى و فروتنى را در جانهاشان جايگزين فرمايد ، و آن را درهايى سازد گشاده به بخشش او ، و وسيلتهايى آماده براى آمرزش او . پس خدا را ! خدا را ! بپرهيزيد از سركشى در اين جهان و بترسيد از كيفر ناخوشايند ستم در آن جهان ، و پايان زشت خودبينى كه دامى است نهادهء شيطان . دامى بزرگ و فريفتنى سترگ . بر دل مردان راه يابد ، چون زهر كشنده كه در اندامها شتابد . هيچگاه از كار باز نماند ، و به خطا كس را از مكر خود نرهاند . نه دانشمندى را به خاطر دانش و نه مستمندى را در فرسوده پوشش ، و خدا بندگان با ايمان خود را از اين آسيب بر كنار مىدارد ، با نمازها و زكاتها و روزهگرفتنهاى دشوار ، در روزهايى كه واجب است تا اندامهاشان بيارمد با اين كار ، و ديدههاشان خاشع شود و جانهاشان خوار . و سبك ساختن دلهاى آنان ، و بردن خودبينى از ايشان ، به فروتنى كه در اين عبادتهاست : از چهرههاى شاداب را به تواضع بر خاك سودن ، و با چسبانيدن اندامهاى پاكيزه بر زمين خردى خويش را نمودن ، و رسيدن شكمها به پشت به فروتنى و خوارى به خاطر روزهدارى ، و آنچه در زكات است از دادن بهرههاى زمين و جز آن ، به مستمندان و بيچارگان . بدانچه در اين كارهاست بنگريد : از سركوبى جوانههاى نازش و بازداشتن نهالهاى خودپسندى از رويش . نگريستم و هيچ يك از جهانيان را نيافتم كه براى چيزى تعصّب ورزد جز آنكه آن تعصّب را علَّتى بود : آنچه نادانان را بفريبد ، و يا پذيرفتن آن انديشه بيخردان را زيبد . تنها شماييد كه براى چيزى تعصّب مىنماييد كه آن را سببى شناخته نيست و علَّتى دانسته
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢١٧