تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
نمىبينيد خداى سبحان ، پيشينيان از آدم ( ص ) تا پسينيان از اين عالم را آزمود - به حرمت نهادن - سنگهايى بى زيان و سود ، كه نبيند و نتواند شنود . پس خدا آن را خانهء با حرمت خود ساخت و براى فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت . پس آن خانه را در سنگلاخى نهاد از همهء سنگستانهاى زمين دشوارتر ، و ريگزارى رويش آن از همه كمتر . به درّه‌اى از ديگر درّه‌ها تنگتر ، ميان كوههايى سخت و ريگهايى نرم دشوار گذر ، و چشمه‌هايى زه آب آن كم و ده‌هاى جدا از هم ، كه شتر در آنجا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نيابد . پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روى بدان خانه دارند - و با حرمتش شمارند - پس خانه براى آنان جايگاهى گرديد كه سود سفرهاى خود را در آن بردارند و مقصدى كه بارهاى خويش در آن فرود آرند . دلها در راه ديدار آن شيدا ، از دشتهايى بى آب و گياه ، و مغاك درّه‌هاى ژرف و جزيره‌هاى از يكديگر جدا ، - در پهنهء - دريا تا از روى خوارى شانه‌هاشان را بجنبانند و گرداگرد خانه كلمهء تهليل بر زبان رانند ، و بر گامها روند دوان ، خاك آلود و مو پريشان . جامه‌ها را به يك سو انداخته ، و با واگذاشتن موها خلقت نيكوى خود را زشت ساخته . آزمايشى بزرگ و امتحانى دشوار و آزمودنى آشكار براى پديد آمدن نافرمان از فرمانبردار . خدا زيارت خانه را موجب رحمت خود فرمود ، و وسيلت رسيدن به بهشت نمود . و اگر خداى سبحان مىخواست خانهء با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را ميان باغستانها نهد و جويبار ، و در زمين نرم و هموار ، و درختستانهاى از هم ناگسسته ، و ميوه‌ها در دسترس و عمارتها درهم و دهستانها به يكديگر پيوسته ، ميان گندمزارهاى نيكو و باغهاى سرسبز تازه‌رو و زمينهاى پرگياه گرداگرد او ، و بقعه‌هاى پر باران و باغستانهاى خرم ، و راههاى آبادان ، پاداش كم بود و آزمايش ناچيز هم ، و اگر بنيادى كه پايهء آن بناست ، و سنگهايى كه خانه بدانها برپاست ، از زمرّد سبز بود و ياقوت سرخ فام ، و با روشنى و درخشش