تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
چهارپايان در بند شكمند ، و درندگان در پى تجاوز به هم ، و زنان در فكر آرايش اين جهان و تبه كارى كردن در آن . مؤمنان فروتنند ، مؤمنان مهربانند ، مؤمنان ترسان . ( 154 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است و دل مرد خردمند را ديده‌اى است كه بدان پايان كار خويش نگرد ، و به ژرفى و بلندى آن راه برد . دعوت كننده‌اى خواند ، و اميرى حكومت راند . پس دعوت كننده را پاسخ دهيد و فرمانروا را فرمان بريد ! به درياهاى فتنه درشدند ، و بدعتها را گرفتند ، و سنّتها را وانهادند . مؤمنان به گوشه‌اى رفتند ، و گمراهان دروغزن به زبان آمدند و سخن گفتند . ما خاصگان ، و ياران ، و گنجوران نبوّت ، و درهاى رسالتيم . در خانه‌ها جز از درهاى آن نتوان در شد ، و آن كه جز از در ، به خانه در آمد به دزدى سمر شد . از اين خطبه است مصداق آيتهاى بلند معنى قرآناند ، و گنجينه‌هاى خداى رحمانند . اگر سخن گويند جز راست نگويند ، و اگر خاموش مانند بر آنان پيشى نجويند . پس پيشواى قوم بايد با مردم خود به راستى سخن گويد ، و راه خرد پويد ، و از فرزندان آخرت بود ، كه از آنجا آمده است و هم بدانجا رود . آن كه به چشم دل نگرد ، و با ديدهء درون كار كند آغاز كارش آن است كه بداند آنچه كند به سود اوست يا بر او زيان است ، اگر به سود اوست پى آن رود ، و اگر به زيان اوست باز ايستد . چه ، آن كه نادانسته كارى كند ، مانند كسى است كه به بيراهه رود . هر چه در آن راه پيش راند ، از مقصود خود دور تر ماند ، و آن كه