تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
لازم شماريد . و بر خدا در آييد ، ستمديده ، نه ستم شما به ديگران رسيده . و بپرهيزيد از در افتادن به دامگاههاى شيطان ، و آنجا كه در آن دشمنى خيزد با اين و آن . لقمهء حرام در دلهاى خود در مياريد چه ، بر آن كس كه معصيت را بر شما نهى فرموده و راه طاعت را برايتان آسان نموده ، در معرض ديداريد . ( 152 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است سپاس خدايى را كه به آفرينش - بندگان - خويش بر هستى خود راهنماست ، و آفريده‌هاى نو به نو او بر ازليّت وى گواست ، و همسانى آفريده‌ها نشان دهد كه او بىهمتاست . حسّها او را نتواند شناخت ، و پرده‌ها او را مستور نتواند ساخت . كه سازندهء و ساخته از يكديگر جدايند ، و فراگيرنده و فرا گرفته - يكسان نيند - ، و پروردگار و پرورده - دو تايند - . يكتاست نه از روى شمار . آفريننده است نه با جنبش و تحمّل آزار . شنواست ، بىآنكه او را گوشى بود ، بيناست ، بىآنكه چشم گشايد ، و بر هم نهد . همراه هرچيزى است نه چنان كه آن را بسايد ، و جدا از آن ، نه آنكه مسافتى در ميان آيد . آشكار است نه به ديدار ، و نهان است نه ناپايدار . از چيزها جداست چه بر آنها چيره و تواناست ، و هر چيز جز اوست ، كه برابر او خاضع است و بازگشتش بخداست . آن كه وصفش كرد محدودش كرده است ، و آن كه محدودش كند او را به شمار در آورده است ، و آن كه او را به شمار در آرد ، ازليّت او باطل كرده است . كسى كه بگويد چون است صفت او را زايد بر ذات شناخته ، و كسى كه گويد در كجاست او را در جايى محدود ساخته . عالم بود آن گاه كه معلومى نبود . پرورنده بود آن گاه كه پرورده‌اى نبود ، و توانا بود آن گاه كه مقدورى نبود . از اين خطبه است خورشيد - طلوع كنندهء - امامت - برآمد . و - ماه - درخشندهء - ولايت - پرتو افكند ، و كوكب - عدالت - به در آمد . و ناراست راست گرديد ، و خدا مردمى را
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 149 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي