تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
( 156 )
و از سخنان آن حضرت است خطاب به مردم بصره كه حادثه‌هاى آينده را بر سبيل داستان فرمايد پس كسى كه آن هنگام بتواند خود را خاص طاعت پروردگار گرداند ، چنان كند - كه داند - . اگر فرمان مرا برديد ، ان شاء اللَّه ، شما را به راه بهشت مىبرم ، هر چند سخت دشوار باشد ، و تلخكامى آن پديدار . امّا آن زن انديشهء زنانه بر او دست يافت ، و در سينه‌اش كينه ، چون كورهء آهنگرى بتافت ، و اگر از او مىخواستند تا آنچه به من كرد به ديگرى كند ، نه ميكرد و چنين نمىشتافت . به هر حال حرمتى را كه داشت برجاست و حساب او با خداست . و از اين سخنان است راهى است كه گشاده و روشن است . چراغش نورانى و پرتو افكن است . ايمان را بر كرده‌هاى نيك دليل توان ساخت ، و از كردار نيك ايمان را توان شناخت . به ايمان علم آبادان است ، و - آدمى - به علم از مرگ ترسان است . با مرگ دنيا پايان يابد ، و با دنيا آخرت درست شود ، و آفريدگان را جز قيامت قرارگاهى نبود ، در اين ميدان مسابقت شتابان مىروند ، تا به نقطهء پايان رسند . و از اين سخنان است از آرامگاههاى گور بيرون شدند ، و به سوى منزلگاههاى آخرين روان شدند . هر خانه‌اى را مردمى است ، نه ديگرى را در آن پذيرند ، و نه ساكنان آن خانه از آنجا رخت برگيرند ، و همانا امر به معروف و نهى از منكر ، از صفتهاى پروردگارند ، نه اجل را نزديك كنند و نه در روزى كاهشى آرند ، و