تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
پروردگار خويش را پذيرفتند ، و فرمان واعظ خود را شنفتند ، و چون خدا فرستادهء خود را نزد خويش برد ، گروهى به گذشته برگرديدند ، و با پيمودن راههاى گوناگون به گمراهى رسيدند ، و به دوستانى كه خود گزيدند پيوستند ، و از خويشاوند گسستند . از وسيلتى كه به دوستى آن مأمور بودند جدا افتادند ، و بنيان را از بن برافكندند ، و در جاى ديگر بنا نهادند . كانهاى هرگونه گناهند ، و هر فتنه جو را درگاه و پناه . از اين سو بدان سو سرگردان ، در غفلت و مستى به سنّت فرعونيان ، يا از همه بريده و دل به دنيا بسته ، و يا پيوند خود را با دين گسسته . ( 151 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است خدا را سپاس مىگويم ، و از او يارى مىجويم در راندن شيطان ، و دور ساختن آن ، و نيفتادن در دامهايش كه نهد و فريبها كه دهد ، و گواهى مىدهم كه جز خداى يكتا ، خدايى نيست ، و محمّد بندهء او و فرستادهء اوست ، و منتخب و گزيدهء او . هيچ آفريده را در فضيلت به پايهء او نتوان آورد ، و فقدان او را جبران نتوان كرد . شهرها به نور هدايت او روشن گشت ، از آن پس كه در گمراهى تيره بود ، و نادانى بر همه جا چيره ، و درشتخويى و ستمكارى را همگان پذيره . مردم حرام را حلال مىشمردند ، و خردمند را خوار مىگرفتند . مىزيستند ، بىداشتن پيامبران ، مىمردند ، خداناشناس و بىايمان . و شما اى عربها ! آماج بلايى هستيد كه نزديك است . از مستيهاى نعمت بپرهيزيد ، و از سختيهاى عقوبت بترسيد و بگريزيد ، و بر جاى خويش بمانيد آن گاه كه شبهت گردى برآرد ، و يا فتنه راه كج پيش پاى گذارد ، و هنگامى كه طليعهء آن آشكار شود ، و نهفته‌اش پديدار ، كارش استوار باشد و آسايش به كار كه فتنه از رهگذرهاى نهانى در آيد ، و به زشتى و رسوايى گرايد . آغازش چون عنفوان جوانى ، خوش و دلربا ، آثارش چون نشانه‌هايى كه از ضربت سنگ برجاى ماند ، زشت و نازيبا . ستمكاران اين فتنه را به ارث پذيرند ، با عهدى