كه از يكديگر گيرند . نخستين آنان پيشواى آخرين است و آخرين ايشان اقتدا كننده به نخستين . بر سر دنياى دون بر يكديگر پيشدستى نمايند ، و چون سگان اين مردار گنديده را از هم ربايند ، و ديرى نپايد كه تابع از متبوع بيزار باشد ، و امير از مأمور در آزار . دشمنانه از هم جدا شوند ، و با لعنت يكديگر را ديدار كنند . پس فتنه سر برآرد . سخت لرزاننده . درهم كوبنده ، و خزان خزان رونده . - در آن فتنه - دلها پس از پايدارى دو دلى پذيرند ، و مردانى كه سلامت مانده بودند ، گمراهى پيش گيرند . به هنگام هجوم آن ، هوا و هوسها گونه گون بود و بسيار ، و به وقت پديدشدن آن ، رأى درست به نادرست آميخته گردد - و شناختن آن دشوار - . كسى را كه بدان نزديك شود ، بشكند و دو تا كند ، و كسى را كه در آن بكوشد ، خرد سازد و از هم جدا كند . به دندان يكديگر را بخايند ، همچون خران وحشى كه در رمه گرد آيند . رشتهء تافتهء دين گسسته گردد ، و نشانههاى راه راست پوشيده ، و چشمهء حكمت خشك و خوشيده .
ستمكاران در آن فتنه به سخن آيند ، و بيابان نشينان را با سوهان ستم بسايند ، و با سينهء مركب جور خرد نمايند . تكروان از غبار آن فتنه تباه گردند ، و سواران - قدرت - درونش به هلاكت رسند . با قضاى ناگوار در آيد ، خون دوشد و خون پالايد . در نشان دين رخنه افكند ، و يقين استوار را بشكند . زيركان از آن فتنه بگريزند . و پليدان به سر و سامان دادن كارش برخيزند . با رعد و برقى است بسيار ، و آماده كارزار . پيوند خويشاوندى در آن ، بريده باشد و - مردم - از اسلام جدا گرديده . آن كه از آن فتنه به كنار است از آسيبش بيمار است ، و آن كه خواهد خود را برهاند ، نتواند و هم در آن بماند .
از اين خطبه است
در آن فتنه - كشتهاى است كه خونش به رايگان است ، و ترسانى كه پناه خواه از اين و آن است . فريبشان دهند با بستن پيمان ، و مغرورشان سازند به نام ايمان . پس نمودارهاى فتنه و نشانههاى بدعت مباشيد ، و آن را كه پيوند جماعت مسلمانان بدان استوار است و اركان طاعت بر آن پايدار ، بر خود
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٨