تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
( 150 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است كه به فتنه‌ها اشارت كند چپ و راست رفتن گرفتند بر پيمودن راههاى ضلالت ، و واگذاردن راههاى هدايت . پس بدانچه بودنى است و انتظار آن مىرود ، شتاب مياريد ! و آن را كه فردا خواهد آورد ، دير مشماريد . چه بسا شتابكارى كه چون به چيزى كه مىخواست رسيد دوست داشت كه كاش آن را نمىديد ، و چه نزديك است امروز ، به فردايى كه سپيدهء آن خواهد دميد . اى مردم وقت است كه هر وعده نهاده در آيد ، و آنچه را نمىشناسيد نزديك است - از پرده - برآيد ، هر كه از ما - اهل بيت - بدان رسد ، با چراغى روشن در آن راه رود ، و بر جاى پاى صالحان گام نهد تا بند - از گردنها - بگشايد ، و از بندگى آزاد نمايد . جمع - گمراهان - را پراكنده گرداند ، و پريشانى - مؤمنان - را به جمعيّت كشاند ، و نهان از مردمان - كار راند - . پى شناس به نشان او راه نبرد ، هر چند پياپى نگرد . پس در آن فتنه مردمى ذهن خود را چنان تيز كنند ، كه آهنگر تيغ را زدايد ، و ديده‌هاشان به تفسير قرآن كه شنوند روشن شود - چنان كه بايد - . بام و شام جامهاى حكمت نوشند - و در تكميل نفس بكوشند - . از اين خطبه است روزگار بر آنان دراز شد ، تا خوارى را به نهايت رسانند ، و خود را مستوجب بلاى زمانه گردانند ، و چون پايان مدّت نزديك گرديد و گروهى آسايش خود را در پيوستن به فتنه ديد ، آنان دست به پيكارشان گشادند ، و با شكيبايى كه كردند ، بر خدا منّت ننهادند ، و جان باختن در راه حق را بزرگ نشماردند . پس چون قضاى آمده با پايان مدّت بلا ساز وار شد ، شمشيرها در راه حقّ آختند ، و بصيرتى را - كه در كار دين داشتند - آشكار ساختند . طاعت