تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
از اهل بيت و عترت حضرتش بيرون بردند . اى فرزندم ، به خدا قسم من ندانم كه با آن همه احسان و مهربانى آن حضرت نسبت بايشان چگونه عقل و مروت و صحابى بودن ايشان به اين اهانت رضايت داد . و مولاى ما حضرت زين العابدين عليه السلام ميفرمايد : « لو تمكن القوم ان طلبوا الملك به غير التعلق باسم رسالته كانوا قد عدلوا عن نبوته » يعنى اگر براى آن قوم ممكن بود كه رياست و سلطنت را به غير تشبث بنام رسالت آن حضرت بدست آورند هر آينه از نبوت حضرتش عدول نموده و انكار رسالت آن حضرت مىنمودند .

فصل نودم

و همانا پدرت على عليه السلام اين مطلب را بكلماتى كه لسان حال آن شهادت ميدهد كه از لسان آن حضرت صادر شده و از الفاظ درربار او است ، و در نزد علماى شيعه متواتر است كشف نموده و شرح داده است ، كه در آن اوضاع و احوال پدرت على عليه السلام با اهل دنيا كاملا بيان شده است . و از جمله كسانى كه آن را ذكر كرده‌اند ، ابو جعفر محمد بن بابويه رحمه اللَّه عليه است كه در جزء دوم از كتاب ( خصال ) در باب امتحان نمودن خداوند عز و جل اوصياء انبياء را در حال حيات انبياء عليهم السلام در هفت موطن ، و بعد از وفاتشان در هفت موطن ، ذكر كرده است « 1 » و آن كتاب الآن در نزد ما موجود است ، پس بر تو باد بمطالعه و فهم آنچه در آن كتاب است از اسرار اسلام و ايمان ، و شرح حال آن حضرت عليه السلام با اهل عدوان كه در رسالهء كه به زودى در آخر اين كتاب انشا اللَّه وارد خواهم كرد ذكر خواهم كرد ، و اگر نه اين بود كه قصد من در اين كتاب ذكر اخبار نيست ، آن را ذكر ميكردم ، و براى تو كافى است اشاره به بعضى از مدارك آن ، اگر چه در نزد اهل فن و اعتبار مشهور و معروف است .
هامش
( 1 ) چون خبر خصال مشتمل بر فوائدى بسيار ، و حكم و اسرارى بىشمار است ، ترجمهء آن را در آخر كتاب انشا اللَّه ذكر مينمائيم ، از مطالعهء آن غفلت نشود ، چون خبر مفصل است ذكر آن در پاورقى جاى ندارد .