تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
پس اگر پدرت امير الحسن عليه السلام قيام نموده بود ، و با ابو بكر بجنگ و جدال پرداخته بود ، هر آينه سبب ميشد كه اهل مدينه بر خلاف آن حضرت قيام نمايند و با حضرتش بجنگند ، و آنان كه مرتد شده بودند ايشان را مدد نمايند . و اهل مكه اگر چه گفته شد كه مرتد نشدند ، لكن اسلام ايشان از روى رضا و رغبت نبوده بلكه از راه قهر و غلبه بوده است ؛ زيرا كه چون پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله با عساكر ظفر انتساب به مكه هجوم آورد ، و بغتة با قهر و غلبه بر آنان تسلط يافت از مقابله و مقاومت عاجز مانده و راه خلاصى براى آنان نبود ؛ ناچار براى حفظ جان و مال خود اسلام آوردند ، بنا بر اين هر گاه مددكار و مساعدى مىافتند كه از اين مقهوريت و مغلوب بودن رهائى يابند ، ارتداد آنان نيز مستبعد نبود ، بلكه براى خلاصى از مغلوب و مقهور بودن بسايرين پيوسته و با آنان همدست ميشدند ، و بنا بر آنچه ( مروزى ) و غير او ذكر كرده‌اند غير از طائف كسى باقى نميماند ، و براى طائف تنها با ارتداد ساير طوايف عرب چه مقدار ارزشى بود ؟ پس اگر پدرت امير الحسن عليه السلام اين سركشى و عدوان را به ترك محاربه و جنگ با ابو بكر تسكين نداده بود ، و با اهل مدينه كه بر عليه مرتدين قيام نمودند مساعدت نميكرد ، و اطفاء اين نائره را نميفرمود ، هر آينه به كلى اسلام از بين رفته بود ، و بسبب اين اختلافات نامى از اسلام باقى نميماند . و سبب تمام اين گرفتاريها و بلاها و مسارعت نمودن ابو بكر و عمر و اهل سقيفه بود براى طلب دنياى پست ، و بدست آوردن رياست چند روزه دنيا بحيله و تغلب ، و ترك نمودن جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله را بر بستر مرگ ، و اعتنا ننمودن باهل بيت آن حضرت عليهم السلام . گوئيا در نظر اهل سقيفه مثل آن حضرت مثل زن بد اخلاق عقيمى است كه در اثر سوء اخلاق و بد رفتارى ، شوهر از او منضجر شده و اميد فرزندى هم از او ندارد ، لهذا از حياتش
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 92 | السيد ابن طاووس / سيد محمد باقر شهيدى