به آن فضايح اقدام نمودند ، همان سبب ارتداد مسلمانان گرديد و نزديك شد كه اساس نبوت متزلزل گردد ، و اسلام به كلى از ميان برداشته شود ؛ زيرا كه چون اعراب شنيدند كه اهل سقيفه بمقام محترم نبوت استخفاف نموده ، و بامور دنيا پرداخته و در مقام بدست آوردن رياست برآمدهاند ، بعيد ندانستند كه چون وصيت بامامت وصى و جانشين آن حضرت را زير پا گذاشتهاند از اصل اعتقاد بنوت نيز برگشتهاند ، و كار بغلبه و زور مبدل شده است ؛ بدين سبب قبايل عرب مرتد شده . و هر قبيله و قومى راهى را پيش گرفته و طريقهء را اختيار نمودند ، چنانچه اهل تاريخ ذكر كردهاند .
كه از آن جمله است ( عباس بن عبد الرحيم مروزى ) كه چنين گويد : اسلام بعد از وفات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در قبايل عرب باقى نماند مگر در اهل مدينه ، و اهل مكه ، و اهل طايف ، و باقى مردم مرتد شدند . پس از آن ( مروزى ) ارتداد مردم را بعد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم شرح داده و چنين گويد : بنو تميم و غير ايشان مرتد شده و بر مالك بن نويرهء يربوعى اجتماع نمودند ، و تمام طائفهء ربيعه مرتد شدند ، و داراى سه لشكر بودند ، لشكرى در يمامه با مسيلمه كذاب ، و لشكرى با مغرور شيبانى كه از جمله ايشان بنو شيبان و تمام قبيله بكر بن وائل بودند ، و لشكرى با حطم عبدى بودند .
و نيز ( مروزى ) گويد : اهل يمن مرتد شدند ، و اشعث بن قيس در كنده مرتد شد ، و اهل مأرب با ( اسود ) مرتد شدند ، و بنو عامر غير از علقمة بن علافه تماما مرتد شدند .
( سبب قيام نكردن امير الحسن عليه السلام ) و اى فرزندم محمد ، همين ارتداد مسلمانان از جملهء موانع پدرت امير الحسن عليه السلام بود از قيام نمودن بر عليه ابو بكر و عمر و كسانى كه ميل و رغبت بدنياى آنان داشتند ، باميد اينكه چون بمقام ولايت و رياست رسند از حطام دنيوى آنان بهرهمند گردند ، و چنين اميدى از پدرت على عليه السلام نداشتند ؛ زيرا كه ميدانستند كه آن حضرت به غير حق كه غالبا نفوس بشر بر آن صبر ننمايد عمل نخواهد كرد .
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٩١